معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٩ - شناخت هاى لازم در تعيين راه زندگى
قبول داشتند؛ امّا معاد، چيزى نبود كه فكر عادى بشر بتواند آن را هضم كند زيرا هر انسانى طبعاً مىبيند كه انسانها بدنيا مىآيند و زندگى مىكنند و بعد ظاهراً ميميرند و خاك و نابود مىشوند. به همين جهت، مقاومت اقوام در برابر انبياء، در مسألهى معاد، بسيار سرسختانه بود.
قرآن كريم ازاين مقاومت، مطالب بسيارى نقل فرموده است:
صافّات / ١٦و١٧: «أَإِذا مِتْنا وَكُنّا تُراباً وَعِظاماً أَإِنّا لَمَبْعُوثُونَ أَوَآباؤُنَا الأَْوَّلُون».
اگر راست مىگويى كه مردم زنده مىشوند؛ پدران ما را زنده كن!
يس / ٧٨: «...مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيم».
چگونه موجودى كه خاك شده است، زنده مىشود؟
و گفتيم، به همين جهت پيامبران را مسخره مىكردند و حتّى از تهمت جنون به آنها، ابا نمىكردند:
سبأ / ٧: «وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُل يُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّق إِنَّكُمْ لَفِي خَلْق جَدِيد».
... آيا به شما خبر دهيم از كسى كه چنين حرفهايى را مىزند...؟
لحن آيه را در نظر بگيريد: مىخواهيد شخصى را به شما نشان دهيم كه چنين حرفهايى مىزند؟ پيداست كه در انجمنى نشستهاند؛ كسانى مىآيند و چنانكه گويى امرى شگرف و غير متنظره را مىخواهند اعلام كنند به ديگران مىگويند.
شخصى پيدا شده است كه مىگويد: وقتى انسانها مردند و بدنهايشان متلاشى شد، دوباره زنده مىشوند. در اين حال پيداست كه شنوندگان تعجّب مىكردند و به قهقهه مىخنديدند و مىگفتند: مگر ديوانه شده است كه چنين حرفى مىزند؟
سبا / ٨«أَفْتَرى عَلَى اللهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّة».
آيا به خدا دروغ مىبندد يا ديوانه شده است!
از اينجا يعنى ازاين مقاومت مردم در مىيابيم كه چرا قرآن آنقدر بر مسألهى معاد تكيه مىفرمايد:
انفطار / ١و٢: «إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ، وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَت...».
چون آسمان بشكافد و اختران، بپراكنند...
تكوير / ١و٢: «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَت...».
چون خورشيد فرو خُوشد و ستارگان تيره گردند.
اين همه تأكيد از آنروست كه اعتقاد به فناء انسان چيزى نبوده است كه با يكى دو جمله از دل آدميان، بركنده شود.
بارى، تا ما اين مسأله را از نظر عقلى و منطقى حل نكنيم نمىتوانيم يك ايدهئولوژى