معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٧ - شناخت هاى لازم در تعيين راه زندگى
شؤون اين هستى و كمالات آن، قضاوت صحيحى داشته باشد؛ از سوى ديگر اگر به خدا معتقد نباشيم، نمىتوانيم اين فرض را كه آيا انسان مىتواند به خدا راهى داشته باشد و به او قُرب يابد يا خير؛ مورد بررسى قرار دهيم.
يعنى اينكه بخواهيم بگوييم: «كمال انسان در قرب به خداست»؛ وقتى قابل طرح است كه قبلاً وجود خدا اثبات شده باشد.
كسى كه خود را مملوك خالص خدا مىداند و نيز كُلّ هستى را؛ با كسى كه جهان را قائم به ذات مىپندارد و حوادث جهان را مولود تصادف يا فعل و انفعالات مادّى محض مىانگارد؛ هرگز نمىتوانند، خط مشى واحدى داشته باشند و براساس آن راه معقول واحدى براى زندگى برگزينند.
پس: نخست بايد بينش درستى نسبت به خدا داشته باشيم. و چون اين بحث را، قبلاً ضمن مسائل خداشناسى بررسى كردهايم، تكرار نمىكنيم.
اصل دوم: شناخت زندگى نهايى انسان است.
ما اگر بدانيم كه زندگى، منحصر به همين زندگى مادّى و دنيوى نيست و وسيعتر از آنست در ترجيح برخى لذّات بر برخى ديگر، قضاوت درستى خواهيم داشت.
توضيح آنكه: كارهاى ما گاهى براى لذّتىاست كه مستقيماً از آن كار بدست مىآيد مثل غذا خوردن؛ و گاهى به خاطر نتايجىاست كه با واسطه و بعداً، از آن عايد مىگردد؛ حال اگر لذّتهاى ميانى، با آن نتيجه تزاحم پيدا كرد؛ انسان عاقل؛ از آن صرفنظر مىكند مثلاً خوردن فلان غذا هر چند لذّت دارد امّا گاهى براى سالم ماندن بدن، بايد از آن چشم پوشيد. پس در اينجا يكى از معيارهايى كه براى ترجيح لذّات ذكر كرديم؛ بر ديگرى حاكم مىگردد: يعنى بايد بسنجيم كدام لذّت طولانىترست. شخص مريض كه ترشى براى او مضرّ است اگر ترشى بخورد لذّت مىبرد امّا بايد يكهفته بيشتر مريضى را تحمّل كند پس، عقل حكم مىكند از لذّت چند لحظهاى صرفنظر كند تا از سلامتِ دراز مدّت بهرهمند گردد.
درست همين معيار در مورد لذّات بينهايت، صادق است. اگر قرار است دهسال رنج ببريم تا بيست سال لذّت نصيبمان گردد؛ كدام را انتخاب كرد؟ حال اگر قرار است يك عمر رنج ببريم تا لذّت جاودانه و بينهايت حاصل شود عقل چه حكمى مىكند؟ پس اين يك معيار است كه بايد لذّت كوتاه را فداى لذّت طولانى كرد؛ امّا آيا لذّت طولانىتر، وجود دارد يا نه؟
اين از مقولهى «هست» هاست و بايد در جهان بينى ثابت شود كه آيا انسان مىتواند زندگى