معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧٧ - تقرير استدلال
ما آسمانها و زمين و آنچه را بين آنهاست به بازيچه نيافريدهايم؛ آنها جز بر حقّ آفريده نشدهاند؛ امّا بيشتر آنان نمىدانند.
بعد تأكيد مىفرمايد:
دخان / ٤٠: «إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِين».
ميعاد همهى آنان در قيامت است.
تقرير استدلال
از ميان تقريرهاى مختلفى كه مىتوان كرد، آنچه به نظر ما روشنتر است اين است:
* مقدمهى نخست: خداوند عزّ اسمه و جلّ جلاله، كار عبث نمىكند و كارهايش حق يعنى حكيمانه است. در بحث خداشناسى زير عنوان اينكه «هدف آفرينش چيست و آيا خدا از آفرينش هدفى دارد يا نه؟»؛ تقريباً همهى آيات مربوط را نقل و استدلال كرديم و گفتيم معناى حق كه در برابر باطل، عبث، لهو و لعب قرار داده شده؛ اين است كه داراى هدف حكيمانه است. در آنجا استدلال كرديم كه كار خدا گزاف نيست. اين مطلب ثابت شدهى در آن مبحث را، مقدمهى نخست قرار مىدهيم كه: كار خدا عبث نيست و داراى هدف حكيمانه است.
* مقدمهى دوم: همهى پديدههاى اين جهان به حكم قوانين حاكم بر آنها، نابودشدنىست شاهد؛ كلمهى «اجل مسمّى» كه در آيات مربوط بر آن بسيار تأكيد شده است.
* مقدّمهى سوم:اگر فراسوى اين پديدهها، چيز ديگرى در كار نباشد، خلقت اين جهان، عبثاست. توضيح آنكه: كارهاى ما در اين جهان هنگامى خردمندانه است كه نتيجهاى ارزندهتر از خود كار داشته باشد. ارزش كارخانهاى كه با سرمايهاى و نيروى كارى ساخته مىشود به سوددهى آنست اگر نتيجه كمتر از پولى كه صرف ساختمان آن شده، باشد؛ احداث آن احمقانه است؛ بلكه حتّى اگر نتيجه مساوى با آن باشد؛ نيز.
نظير آنكه انديشمندى، دستگاه كامپيوترى بسازد و بعد از تكميل، آنرا در كوره بيندازد و ذوب كند!
گرچه مثالها با ممثّل بسيار متفاوت است و عيناً در مورد خدا صادق نيست زيرا او زحمتى نمىكشد «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون» كار او ازاين دست است كه چون چيزى را اراده فرمود به آن مىگويد: باش! خواهد بود ولى ذكر اين مثالها به خاطر وجه مشترك آنهاست و آن اينكه كار حكيمانه براى گرفتن نتيجهاى ارزشمند است.
يعنى خدا هم اين جهان را با حكمتها و اسرار شگرف مىآفريند و به ويژه موجود پيچيدهاى