معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠٨ - قدرت انسان
دستهى دوّم
نوعى است كه در آن قدرت انسان نه بى واسطه بلكه با بكارگيرى بخشى از طبيعت در بخش ديگر، انجام مىپذيرد و اِعمال مىگردد كه مىتوان آن را به دو بخش تقسيم كرد:
الف: تصرفات به كمك علوم تجربى و عادى كه در دسترس همه است.
ب: تصرفات به كمك علوم غريبه.
آياتِ مربوط به بخش اوّل:
ابراهيم / ٣٢: «وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِه».
و كشتى را دز اختيارتان درآورد تا در دريا بامر خدا جريان يابد. بايد قوانين موجود در طبيعت در اين زمينه را كشف كرد تا با كمك آن توانست كشتى چوبى يا فولادى را بر آب راند.
انبياء / ٨٠: «وَعَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوس لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُم».
زرهسازى را به داود آموختيم تا شما را در جنگ محفوظ سازد. و نيز آهن را در كف او نرم ساخت (و از روايات استفاده مىشود كه به صورت اعجاز انجام مىداد):
سبأ / ١٠: «وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنّا فَضْلاً يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنّا لَهُ الْحَدِيد...».
داود از سوى ما برترى يافت اى كوهها با او همنوا شويد و اى پرندگان شما نيز، و نيز ما آهن را در كف او نرم كرديم.
نمونهى ديگر داستان ذوالقرنين است:
قرآن اين داستان را با بيان ويژهاى ذكر فرموده و داراى نكتههايىاست كه در اين مجال، به آنها نمىتوانيم پرداخت.
اصل داستان بطور فشرده چنين است كه او از بندگان صالح خداست در زمين با قدرت مىگردد و خدمات بسيار انجام مىدهد؛ از جمله به سرزمينى مىرسد كه مردم از دو دستهى بزرگ از طغيانگران وحشى نزد او شكايت مىبرند:
كهف / ٩٤: «قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الأَْرْض».
و پيشنهاد مىكنند كه او ديوارى پيش راه آنان بكشد و هرچه مىخواهد از آنان پول بستاند. ذوالقرنين مىگويد: نعمتهاى خداداد بهتر از پول شماست:
كهف / ٩٥: «قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْر».
و مىگويد از شما پول نمىخواهم امّا به نيروى انسانى شما در اين كار نياز دارم:
كهف / ٩٥: «فَأَعِينُونِي بِقُوَّة أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْما».