معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٦ - شيوه هاى قرآن در بررسى مسأله ى معاد
يعنى: فضولى موقوف! در دنبال آيه هم مىگويد:
اسراء / : «وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّ قَلِيلا».
به شما جز دانش اندكى، عطا نشده است.
برخى ديگر گفتهاند: اين يك پاسخ كامل است، يعنى در جواب سؤال كنندگان مىگويد: روح حقيقتىاست كه تنها از طريق امر خدا به وجود مىآيد. يعنى وجودىاست كه متوقّف بر مادّه و مادّيات نيست و از سنخ ديگرىاست كه فقط با امر الهى موجود مىگردد. پس طبق اين احتمال، تجرّد روح از نظر قرآن، ثابت مىشود.
اگر بخواهيم تمام وجوه را ذكر و بررسى كنيم مطلب دراز دامن خواهد شد. علاقمندان مىتوانند به تفسير الميزان، ذيل همين آيه رجوع كنند.
آيهى ديگرى كه شايد از آيه اوّل روشنتر است:
مؤمنون / ١٤: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِْنْسانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طِين ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً...ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَر».
ما انسان رااز سلالهى خاك آفريديم آنگاه او را نطفه كرديم... سپس او را آفرينش ديگرى بخشيديم. اگر منظور از «آفرينش ديگر»؛ مرحلهى ديگرى از خلق مادّى باشد مثلاً زندگى در دنيا، بايد مىفرمود او را در دنيا متوّلد كرديم، از كودكى، تا به پيرى برسد چنانكه در برخى آيات ذكر شده است مثل: «ثم نخرجكم طفلاً» و يا: «ومنكم من يتوّفى ومنكم من يردّ الى ارذل العمر».
و نيز نفرموده است: «خلقنا النطفّة خلقاً آخر» بكله پس از بيان مراحل مختلف فرموده است: «ثمّ انشأناه خلقاً آخر» كه ضمير آن به «انسان» بر مىگردد.
از نظر بلاغت، اقتضاى اين تغيير لحن و بيان اينست كه بايد اين مرحله با مراحل پيش [كه مراحل مادّى خلقت انسان بود] فرق داشته باشد، زيرا اين نامحسوس است و قابل شناخت متعارف نيست. اين مرحله را مانند مراحل پيش با يك لفظ خاص نمىتوان معرّفى كرد به همين روى، اجمالاً مىفرمايد پس از آن مراحل، آفرينش جديد ديگرى به او داديم.
پس، همين اختلاف تعبير خود شاهد است كه اين «خلق آخر»، از سنخ ديگر است و مادّى نيست.
شيوههاى قرآن در بررسى مسألهى معاد
قرآن كريم در مسألهى معاد و بحث با منكران، شيوههاى گوناگونى را بكار گرفته است: از يك سوى، منكران را «خلع سلاح» مىكند و توضيح مىدهد كه شما برهانى بر نفى معاد نداريد و بى دليل همى «استبعاد» مىكنيد. از سوى ديگر، شبهاتى را كه ممكن است منشأ توهّم محالبودن