معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٧ - موارد استعمال كلمه ى روح در قرآن
عام» است: فرشتگان را ذكر مىكند همراه با يكى از آنان كه سرپرست يا فرماندهى آنان است: چنانكه در مورد جبرئيل جاى ديگر ياد كرده است كه فرماندهى فرشتگان است: «مطاع ثَمَّ امين» در عالم بالا، جبرئيل مُطاع و فرمانده است. اگر مصداق روح در آيهى مورد نظر ما جبرئيل باشد به همين خاطر يعنى فرماندهى اوست و ذكر خاص بعد از عام است.
نيز احتمال دارد كه روح، موجودى بزرگتر از فرشتگان و حتّى جبرئيل باشد.
به هر حال، نه حقيقت ملك را و نه حقيقت روح را مىدانيم ولى موجودىاست كه با فرشتگان سنخيّت دارد و با آنان نزول و عروج دارد.
* * *
مورد ديگر كاربرد روح:
مريم / ١٧: «فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا».
روحى كه در اين آيه آمده است در همان حال كه به شكل و صورت انسان براى حضرت مريم ظاهر شده از سنخ موجودات فرابشرى و فرشتگان و شايد خود فرشته يا حتّى جبرئيل است و روح انسان نيست و همان نيست كه عيسى شد؛ بلكه مىگويد:من رسول پروردگارم «أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لأَِهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا» و پس از انجام رسالت خود به مقام خويش باز مىگردد.
* * *
پس آنچه مسلّم و متيقّن است؛ روح در قرآن دو مورد استعمال حقيقى دارد:
١ ـ در مورد روح انسان
٢ ـ در مورد موجودى كه از سنخ فرشتگان است.
يك آيه نيز داريم كه در آن مشخص نيست كه منظور روح انسان است يا فرشته:
اسراء / ٨٥: «وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي».
ممكن است روحى كه از سوى اهل كتاب مورد سؤال واقع شده است، همان روحى باشد كه به عنوان نازل كنندهى قرآن، مطرح شده بود و نيز ممكن است روح انسان باشد؛ و وجه اوّل ظاهرتر است چون پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: روح الامين يا روح القدس، قرآن را بر من نازل كرده است؛ به همين جهت اهل كتاب از ايشان پرسيدند كه: اين روح چيست؟ و فرمود كه اين روح از امر پروردگار است.
در اينجا، امر ممكن است معناى مصدرى داشته باشد به معنى فرمان دادن و يا اسم مصدرى با معناى فرمان و يا معنى كار باشد.