معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٧ - شخصيت طلبى
حديد / ٢٠: «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكاثُرٌ فِي الأَْمْوالِ وَالأَْوْلادِ كَمَثَلِ غَيْث أَعْجَبَ الْكُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَفِي الآْخِرَةِ عَذابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللهِ وَرِضْوانٌ وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُور».
بدانيد همانا زندگانى دنيا بازيچه و سرگرمى و آرايه و فخر فروشى به يكديگر و زياده خواهى در مال و فرزند است؛ مثل بارانىاست (كه گياهى بروياند) و سرسبزى آن كِشتكاران را به شگفتى آورَد سپس پژمرده و زرد گردد و آنگاه هيمهاى شود؛ و در آخرت شكنجهى سخت و (نيز) آمرزشى از سوى خداوند وخشنوديىاست (ولى) زندگانى دنيا جز كالاى فريب نيست.
***
شخصيتطلبى
از خواتهاى ديگر انسانى كه متعالىتر از خواستهاى حيوانىاست و معمولاً در جامعه، تحقّق مىيابد؛ شخصيّت طلبىاست كه مظاهر گوناگونى دارد شايد نخستين جوانههاى آن، در حالت استقلالطلبى نوجوان ظهور كند. [يادآور شويم كه ميل چون رسوخ يابد به صورت محبّت در مىآيد، در آيات قبل، تعبير«حُبّ الشهّوات» داشتيم. از بين اين علاقهها، برخى ريشه در غرائز دارند و فطرىاند (فطرت به معنى اخصّ و الهى آن منظور نيست) مثل ميل به جنس مخالف؛ كه برخى چون فرويد، با افراط همهى كنشها و واكنشهاى بشرى را منبعث از آن مىدانند و قرآن در سورهى آل عمران آيهى ١٤ كه قبلاً ذكر شد؛ روى ميل به زن تكيه مىكند، يكى از آنجهت كه مخاطب آيه مرد است و شايد نيز از آنجهت كه طبيعةً، كشش زنان به دلايل زيبايى و فريبندگى بسى بيشتر است؛ و فى الواقع برخى از حوادث بزرگ تاريخ داراى همين منشأ ميل و علاقه بودهاند. بارى، اين علاقه و نيز علاقه به فرزندان، ريشه در غرائز دارند و فطرى اند امّا برخى مانند علاقه به مال و زراندوزى مستقيماً فطرى نيست؛ چنين نيست كه آدمى چون تولّد يافت و به كمال رسيد، در خود احساس علاقمندى به زرومال كند؛ بلكه چون وسيلهى ارضاء علائق غريزى ست؛ مورد علاقه قرار مىگيرد].
شخصيّت طلبى را هم چون ميل به جنس مخالف، مىتوان از ميلهايى شمرد كه ريشهى فطرى دارد؛ و غالباً نخستين تجليّات آن، در سنين نوجوانى مشهور مىگردد.
در روانشناسى، بلوغ، نقطهى عطف آدمى بشمار مىرود. تا پيش از اين زمان، كودكان بيشتر مقلّد بزرگترهايند.
از اين زمان، دلش مىخواهد «خودش باشد»؛ حرف ديگران را گوش نكند، هرچه خود