معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١ - خداشناسى فطرى
آيا غير از تو ظهورى دارد كه تو ندارى و بايد با ظهور او تو را ديد «اَيَكونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُهُورِ ما لَيْسَ لَكَ» يعنى چيزى روشنتر از تو هم وجود دارد كه بايد در پرتو او، تو را ديد؟ تو از همه چيز روشنترى و اشياء ديگر را بايد در پرتو تو ديد. اين است كه اولياء خدا وجود خلق را با خدا، و خدا را با خود خدا مىشناسند.
خوب، بحث ما بحثى است قرآنى مىخواهيم ببينيم آيا در قرآن، راجع به چنين معرفت شهودى فطرى، بحثى به ميان آمده است؟ آيا از آيات قرآن چنين چيزى استفاده مىشود يا نه؟ البته در اينكه انسان مىتواند به مقامى برسد كه خدا را شهود كند و مؤمنين در روز قيامت به چنين مقامى خواهند رسيد يعنى پاداش اعمالشان اين است كه به رؤيت الهى و نظر الى الله و لقاء الله نائل مىشوند؛ آيات فراوان داريم:
القيامة / ٢٢: «وُجوهٌ يَوْمَئِذ ناضِرَةٌ اِلى رَبِّها ناظِرَةٌ».
چهرههايى شاداب كه به سوى خدا مىنگرند. و نظير اينها در آيات قرآنى و روايات و دعاها و مناجات فراوان است اما بحث ما اين است كه اين رؤيت به صورت فطرى و براى همهى انسانها وجود داشته باشد. (آن مرتبهاى از علم حضورى و شهودى كه براى اولياء خدا حاصل مىشود، شهودى است اكتسابى كه با سير و سلوك و با اطاعت و عبادت خدا به آن نائل مىشوند.) بحث ما اين است كه آيا نوعى شهود فطرى براى انسان وجود دارد كه همهى انسانها از آن برخوردار باشند؟ پاسخ ما به اين سؤال، مثبت است و مدعى هستيم كه قرآن چينى چيزى را اثبات كرده است و در اين باره به دو آيه مىتوانيم استدلال كنيم و هر يك را جداگانه مورد بحث قرار مىدهيم، يكى آيهى ٣٠ از سورهى روم:
«فَاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَةَ اللهِ الّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدّينُ القَيِّمُ و لكِنَّ اَكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمونَ».
و ديگر آيهى ١٧٢ از سورهى اعراف كه بعداً دربارهى آن بحث خواهيم كرد؛ اما ترجمهى اين آيهاى كه لفظ فطرت در آن به كار رفته است؛ به طور تحت اللفظى چنين است؛ خداى متعال خطاب به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مىفرمايد: «فَاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً» «روى خودت را دقيقاً مواجه قرار بده با دين» اين تعبير، تعبيرى است كه در زبان عربى خيلى شايع است و وقتى مىخواهند بگويند كسى توجه خودش را نسبت به يك چيزى متمركز كرد و تمام توجهاش معطوف به يك شيىء شد؛ مىگويند: اَقامَ وَجْهَهُ اِلَيْهِ يا نَحْوَهُ. يعنى صورتش را درست مواجه او قرار داده، به طرف او قرار داد. كنايه از اين است كه توجهاش كاملا معطوف به او شد؛ خدا در اين آيه