معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٧ - نظر قرآن
نظر قرآن
يكى از اسماء الهى كه در قرآن بر آن تكيه شده «حكيم» است. اقتضاى اين صفت اين است كه تمام افعال خدا حكيمانه باشد. حكيمانه در مقابل كار عبث و گزاف است يعنى تمام افعال خدا غرض عقل پسند دارد، پس تمام آياتى كه در آن از حكت خدا سخن مىگويد دلالت مىكند بر اينكه به يك معنى تمام افعال الهى داراى هدف صحيح است. صرفنظر از اينگونه آيات، چند دسته آيات داريم كه تفصيلا اين مطلب را بيان كرده است.
دستهى اوّل: آياتى كه افعال الهى را توصيف به «حق» مىكند، مىگويد اين كار را خدا به «حق» انجام داد.
دستهى دوّم: آياتى كه نفى باطل و عبث و لهو لعب از افعال الهى مىكند كه نتيجه همان مىشود كه افعال الهى حقّ است.
دستهى سوّم: آياتى داريم كه علل افعال تكوينى و تشريعى الهى را تفصيلا بيان مىكند و مىگويد اصل خلقت براى چه بود، خلقت انسان براى چه بود، خلقت آنچه در زمين است و نِعَم براى چه بود، حتّى اصل تشريع براى چه بود، حتّى تك تك احكام را تعليل مىفرمايد كه براى چه بود و به چه منظورى اين قانون وضع شد. حال از هر دستهاى يك آيه بعنوان نمونه مىآوريم:
از بسيارى آيات استفاده مىشود كه آفرينش آسمان و زمين بطور كلى جملهى مخلوقات الهى بحق بوده است. بعنوان نمونه:
انعام / ٧٣: «وَ هُوَ الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ بِالْحَقِّ...».
(توضيح راجع به حق و باطل خواهد آمد).
از آيات دستهى دوم كه نفى باطل مىكند:
آل عمران / ١٩١: «... وَ يَتَفَكَّرُونَ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ، رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً...».
(و در نهايت انديشه، ايشان عرض مىكنند خدايا اين جهان را باطل نيافريدى).
و در مورد آفرينش انسان:
مؤمنون / ١١٥: «اَفَحَسِبْتُمْ اَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً».
(آيا چنين پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريديم؟ چون استفهام انكارى است جوابش منفى است.)
دخان / ٣٨: «وَ ما خَلَقْنا السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ. ما خَلَقْناهُما الاّ بِالْحَقِّ...».
(ما آسمان و زمين را و آنچه را بين آنهاست به بازيچه نيافريديم، جهان براى ما اسباببازى نيست، نيافريديم مگر به حق) از آيه فهميده مىشود كه در مقابل حق هم باطل و هم لعب قرار مىگيرد.