معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤ - خداشناسى فطرى
اسلام هم يعنى انقياد، مطيع بودن، تحت فرمان بودن. «اَلاِْسْلامُ هُوَ التَّسْليمُ». اين حالت انقياد در مقابل خدا امرى است فطرى نه اينكه آيه بخواهد بگويد جزئيات احكام و قوانين يا چيزهاى ديگر، موافق فطرتند.
دين عبارت است از اينكه تو مطيع خدا باشى:
لقمان / ٢٢: «وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ اِلَى اللهِ».
خودت را تسليم خدا كن. پس معناى موافقت و هماهنگى دين با فطرت اين است كه در نهاد انسان يك گرايش وجود دارد به سوى پرستش خدا كه قبلا اشاره كرديم، و طبق اين دو تفسير منظور از فطرى بودن در اينجا گرايش فطرى است. هر دو ميل به پرستش خدا بود اما آنچه ما در صدد آن هستيم بينش فطرى است يعنى مىخواهيم بگوييم انسان نسبت به خدا يك شناخت فطرى دارد؛ آن هم از نوع شناخت شهودى. سؤال در اين مورد اين بود كه آيا اين مطلب را مىتوان از اين آيه در آورد يا نه؟ در پاسخ بايد گفت: وقتى در فطرت انسان گرايشى به سوى خداپرستى وجود دارد آيا مىتواند اين گرايش متعلقِ خود را نشان ندهد؟ وقتى مىگوييم گرايش هست به پرستش خدا؛ ناچار نوعى شناخت هم بايد در فطرت باشد؛ وقتى ما مىگوييم در فطرت انسان (به معناى عامّ آن البته كه شامل غرائز هم مىشود) گرايش به ازدواج، هست، خود فطرت متعلقش را مىشناسد؛ وقتى احساس نياز به همسر در انسان پيدا شد خود مىفهمد كه انسان چه مىخواهد و با چه موجودى مىخواهد آميزش داشته باشد و زندگى بكند. خود فطرت نشان مىدهد؛ ممكن نيست ما تمايل جنسى را به صورت يك امر غريزى و فطرى بپذيريم؛ اما متعلق آن، معلوم نباشد. يعنى آدم كه احساس نياز به همسر مىكند اينطور نيست كه نفهمد كه آيا مىخواهد از درخت بالا برود يا برود كره ماه پياده بشود يا مىخواهد زن بگيرد. وقتى اين خواست در انسان پيدا مىشود، مىفهمد كه چه مىخواهد؛ پس شناختى هم با آن همراه هست؛ وقتى خداپرستى فطرى شد يعنى در نهاد ما يك گرايش است به اينكه خضوع بكنيم در مقابل يك كسى، آن كس را بايد بشناسيم نه اينكه در مقابل يك چيزى كه نمىدانيم چه چيزى است؛ خود اين فطرت، آن چيز را نشان مىدهد؛ اين خضوع در مقابل كامل مطلق است. [در تعبيرِ غريزه و فطرت خردهگيرى نكنيد؛ چون اصطلاحات متعددى در اين مورد وجود دارد؛ ما هر دو را دراينجا متصادق حساب مىكنيم. يعنى هر دو را به يك چيز اطلاق مىكنيم].
وقتى ما مىگوييم يك خواست فطرى در نهاد ما هست كه مىخواهد در مقابل خدا خضوع و پرستش كند؛ اين بدين معناست كه دنبال وجودى مىگردد كه كامل مطلق باشد؛ اگر