معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣١ - شناخت هاى لازم در تعيين راه زندگى
چنين وضعى قرار ندارند [حتّى كسانى كه به مبدأ و معاد هم ايمان دارند] و بسيارى از عوامل روانى بر انسان مسلّط مىشوند و آدمى را از تبعيّت عقل، مىلرزانند.
قبلاً گفتيم كه هيجانات و عادات، دو عامل مهم روانى در ترجيح كارى بر كار ديگرند هرچند رجحان عقلى نداشته باشد.
مثلاً ضرر سيگار كشيدن بر هيچكس پوشيده نيست امّا عادت به لذّت آن و انس به اين لذّت عادى، مانع از ترك آن مىشود.
هيجانات نيز مانند عادات، محرّكهاى بسيار قوى هستند مثلاً عصبانيّت و غضب هنگامى كه بر نفس مسلّط شد ديگر جايى براى تفكّر و تدبير باقى نمىگذارد. يكى از انواع هيجانات نيز با عوامل تبليغاتى و قرار گرفتن در جوّ ويژه و كادر بسته به وجود مىآيد. جوانىاست در رَيَعان شباب و سرشار از شور جوانى؛ اگر اين شور تحت كنترل يكدستگاه تبليغى قرار گيرد و دائماً شعارهاى هيجانانگيز بر او فرود آيد ديگر مجال انديشيدن نمىيابد درست چنانكه كسى زير آبشارى تند و بلند تن بشويد ديگر فراغت ديدن اطراف را نمىيابد و مجبور است چشمها را زير فشار آب فرو بندد.
پس از انقلاب برخى گروهكها حتّى اجازهى خواندن تيترهاى روزنامهها را به جوانان و نوجوانان طرفدار خويش نمىدادند. نيز احساساتشان را در يك سو، در حالت تحريك و تهييج نگه ميداشتند؛ پيداست كه چنين كسى ممكن است بر اثر هيجانات كاذب، جان خويش را نيز به خطر اندازد.
پس، اگر ما مىگوييم ايدهئولوژى مىتواند انسانها را به ايثار و شهادت وادارد، منظورمان در مورد انسانهاى عادىاست كه تحت تأثير هيجانات قرار نگرفتهاند و معيار انتخاب آنها عقل است.
پس جواب شبهه اينست كه عامل مؤثر در آنان كه بى اعتقاد به معاد خود را به كشتن مىدهند، هيجانات و احساسات تحريك شدهى درونىاست كه بر اثر تبليغات و جوّسازى به وجود مىآيد.
از همين روى، اسلام سعى مىكند تا محيط آموزش و پرورش، سالم و عقل بر آن حاكم باشد و مىكوشد عواملى را كه موجب تيرگى فكر مىگردد و جلوى درخشندگى عقل را مىگيرد، از جامعه دور كند. لذا با هوى و هوسهاى كدركنندهى عقل يا تعصّبات و تقليدهاى كوركنندهى خرد، مبارزه مىكند تا انسان بر كرسى اختيار آگاهانه بنشيند تا براساس عقل، زندگى خود را تنظيم كند.
قرآن مىخواهد انسان بسازد، قوام انسان به اختيار است. تا آگاهى و آزادى فكرى، بر انسان حكمفرما نباشد، انسان، انسان نخواهد بود. و در واقع انسان نمايانى هستند كه چون