معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤ - دليل عقلى بر وجود خدا در قرآن
بحث فشرده سازگار نيست. اگرچه استدلال دستهى اول كه بسيارى از آيات را دليل دانستهاند، مخدوش است امّا آنچه را به عنوان وجه جمع يا تقريب بين اين دو قول مىتوان گفت اين است كه ممكن است قرآن كريم مستقيماً در صدد اثبات وجود خدا برنيامده باشد يا وجود خدا را قريب به بديهى و بى نياز از استدلال مىدانسته و يا با منكر قابل توجّهى مواجه نبوده است و طرح كردن آن را كه ممكن بود موجب وسوسه شود خلاف حكمت دانسته است؛ ولى به هر حال مىتوان از بيانات قرآن استدلالهايى براى اين مطلب بدست آورد و حتّى بعيد نيست خود قرآن هم به طور غيرمستقيم به اين استدلالها توجّه داشته باشد. مثلا منافاتى ندارد كه آيهاى مستقيماً در صدد اثبات يگانگى خدا باشد ولى به طور غيرمستقيم، اصل وجود خدا را هم ثابت كند يا آيهاى در مقام احتجاج با مشركان يا منكران نبوّت پيغمبر اسلام(صلى الله عليه وآله)باشد ولى ضمناً مطلبى را بيان كند كه مثبت وجود خدا هم باشد.
براى نمونه، آيهى (٣٥) از سورهى «طور» را در نظر مىگيريم كه در مقام احتجاج با كفّارى ست كه از ايمان به پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) سرباز مىزدند. اين آيه سؤالاتى را به صورت «استفهام انكارى» مطرح مىكند و از جمله مىفرمايد:
طور / ٣٥: «اَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَىْء اَمْ هُمُ الْخالِقُونَ».
آيا آنان بدون خالق پديدار شدهاند يا آنان خود خالق خويش هستند؟.
بدون شك اين آيه صريحاً در مقام اثبات وجود خدا نيست ولى ضمناً مىتوان برهانى براى اين مطلب از آن، استنباط كرد به اين صورت كه انسان يا بايد بدون آفريننده و خود به خود به وجود آمده باشد و يا بايد خود آفرينندهى خويش باشد و يا بايد آفرينندهى ديگرى داشته باشد. بطلان فرض اول و دوم روشن است و هيچ عاقلى نمىتواند آنها را بپذيرد، پس ناچار فرض سوم صحيح است و آن اينكه «آفريننده» دارد.
اين استنباط، منوط به اين است كه مصداق «شىء» در آيهى شريفه «آفريننده» باشد. يعنى آيا اين كافران بدون چيزى كه آفرينندهى ايشان باشد آفريده شدهاند يا خودشان آفرينندهى خويشند؟ بديهى است كه هيچكدام از اين دو فرض صحيح نيست و پاسخ هر دو سؤال، منفى است، پس بايد معتقد به وجود خداى آفريننده باشند. ولى دو احتمال ديگر نيز دربارهى مصداق «شىء» وجود دارد: يكى آنكه منظور از «شىء» مادّهى قبلى باشد:[١] يعنى آيا ايشان
[١] چون «مِنْ» در قران در مورد مفهوم مادّه به كار مىرود: مِنْ تُراب... مِنْ طِين و...