معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٠ - هدف آفرينش جهان و انسان
پس در عالمى كه ما مىشناسيم بنابر ظواهر قرآن و روايات، كاملترين موجود انسان است، لذا مىگويند اشرف مخلوقات، البته همهى انسانها در يك سطح نيستند و گاهى از حيوانات هم پستترند:
اعراف / ١٧٩: «اُولئِكَ كَالاَْنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ».
و بعضى به مرتبهاى مىرسند كه از ملائكه بالاتر مىروند و لياقتى پيدا مىكند كه ملائكه بر آنان سجده كنند يا ملائكه خادم آنها شوند چه در اين عالم چنانچه به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمهى اطهار(عليهم السلام) خدمت مىكردند و چه در عالم ديگر چنانكه ملائكه در بهشت به مؤمنين خدمت مىكنند.
اين خصيصه كه انسان بتواند با اختيار خود آن قدر خود را پست كند كه از حيوانات هم پستتر شود و آنقدر ترقى كند كه از ملائكه هم بالاتر رود؛ مخصوص موجودى است كه در عالم مادّه زندگى مىكند، يعنى بايد در او تحول و تغيير پيدا شود، يا ترقى كند يا انحطاط، هر دو را قابل باشد. اين موجود با اين خصائص در عالم مجردات جايى ندارد، آنجا عالم ثَبات است، تحول راه ندارد. بنابراين براى اينكه اين چنين موجودى آفريده شود و داراى اين خصائص باشد بايد عالم مادهاى وجود داشته باشد، پس مىتوان حدس زد كه عالم ماده مقدمهى پيدايش انسان يا موجودى شبيه انسان است، حال كاملتر يا نازلتر.
در بين موجوداتى كه ما مىشناسيم، زمين و آسمان مقدمهى خلقت انسان است؛ حال اگر دليل قطعى وجود يابد بر اين كه موجود كاملترى مىآيد يا در كرات ديگر هست يا قبلا بوده است؛ منافاتى ندارد همچنانكه خلقت جن هم با انسان منافاتى ندارد.
تا اينجا بر حسب عقل اين حدسها را زديم كه با رجوع به قرآن تأييد مىشود:
هود / ٧: «وَ هُوَ الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَ الاْرْضَ فى سِتَّةِ اَيّام وَ كانَ عِرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِيَبْلُوَكُمْ اَيُّكُمْ اَحْسَنُ عَمَلا...».
از اين آيه، استفاده مىشود كه ايجاد جهان ماده كه يك ايجاد تدريجى است و به تعبير قرآن در ٦ روز انجام گرفته است مقدمهاى بود براى پيدايش يك موجودى كه تدريجاً تكامل پيدا كند و قابل انحطاط و ترقى باشد، و بدين تعبير مىفرمايد: «تا شما را بيازمايد كه كداميك نيكوكارتريد» در اينجا ايجازى در كلام است، آسمان و زمين را آفريد تا شما به وجود آييد و شما را آفريد تا در بوتهى آزمايش قرار گيريد و تا راه خوب و بد را به شما نشان دهد و راه خوب را انتخاب كنيد. (البته چون لفظ تكامل معانى متعددى دارد بد نيست اشاره كنيم كه منظور رسيدن به كمال نهايى كه قرب الهى است مىباشد؛ يعنى تكامل اختيارى، نه تكامل داروينى).