معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٢ - گرايش هاى انسان
٢ ـ عوامل غير طبيعى الهى كه به جانداران تعلّق مىگيرد مثل تصرّفات حضرت سليمان(عليه السلام) در حيوانات.
٣ ـ عوامل غيرطبيعىالهى كه به جنّ و شيطان تعلّق مىگيرد؛ باز مثل تصرفات حضرتسليمان(عليه السلام).
٤ ـ عوامل غير طبيعى الهى كه به انسان تعلّق مىگيرد مثل زنده كردن حضرت عيسى(عليه السلام)مرده را.
آيات نمونه:
آل عمران / ٤٩: «وَرَسُولاً إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَة مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللهِ وَأُبْرِئُ الأَْكْمَهَ وَالأَْبْرَصَ وَأُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ الله...».
مائده / ١١٠: «...وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَْكْمَهَ وَالأَْبْرَصَ بِإِذْنِي و...».
انبياء / ٨١و٨٢: «وَلِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلى الأَْرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها وَكُنّا بِكُلِّ شَيْء عالِمِينَ وَمِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذلِكَ وَكُنّا لَهُمْ حافِظِين».
و آيات ديگر نيز هست مانند:
ص / ٣٦و٣٧: «فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ وَالشَّياطِينَ كُلَّ بَنّاء وَغَوّاص».
گرايشهاى انسان
گفتيم اختيار، مقدّماتى دارد؛ چنانكه تكليف و مسؤوليت كه آنسوى سكّهى اختيار آدمى ست؛ نيز، شرايطى دارد. شرائط مسؤوليت و مقدّمات اختيار در دو امر با هم اشتراك دارند كه همان علم و قدرت است و به آنها پرداختيم.
آگاهى و قدرت، هم شرط اختيار است و هم شرط تكليف؛ ولى اختيار؛ مقوم ديگرى نيز دارد كه چون وجودش مفروض است، شرط مسؤوليت و تكليف محسوب نمىشود و آن عبارتست از «ميل به انجام كار».
به عبارت ديگر، اين شرط تكوينى اختيار است ولى قانوناً آن را يك شرط به حساب نمىآورند در تحليل معرفهّ النّفسى و روانشناسانه، مىبينيم كه كار ارادى و اختيارى بدون ميل، تحقق نمىپذيرد. از يك نظر مىتوان گفت: اصولاً اراده، تبلور اميال است؛ در انسان كششى فطرى به امرى وجود دارد و اين ميل در شرائط ويژهاى شكل مىگيرد، تشخصّ و تعيّن مىيابد و به تحقق اراده در نفس منتهى مىشود. لذا مىتوان گفت: اصولاً اراده، تبلور ميل فطرىيعنى هيچگاه ارادهاى نمىكنيم مگر اينكه ميلى برانگيخته شده باشد تعريف مشهورى از اراداه