معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٤ - انسان از چه آفريده شده است؟
«اهمال» دارد. حضرت آدم خليفهى خدا بود، امّا آيا كس ديگر نبود؟ آيه چيزى نمىگويد. آيا كس ديگرى بود؟ اين را هم نمىگويد. پس براى اثبات يا نفى، دليل خارجى لازم است.
انسان از چه آفريده شده است؟
هنگامى كه قرآن، مبدأ پيدايش انسان را ذكر مىكند، نخست، اختلافى به نظر مىآيد:
يكجا مىفرمايد از آب خلق كرديم:
فرقان / ٥٤: «وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَرا».
جاى ديگر مىفرمايد از آب جهنده:
طارق / ٦: «خُلِقَ مِنْ ماء دافِق».
جايى ديگر از نطفه و...
ولى وقتى دقت كنيم مىبينيم، اختلافى در بين نيست:
نطفه و ماء دافق و ماء همه «آب» است و قابل جمعند و هر يك از جهتى اطلاق شده است. و از اينجا، نيز، بدست مىآيد كه «ماء» در اصطلاح قرآن منحصر به همان مادّهى ويژهاى كه از تركيب اكسيژن و ئيدروژن بدست مىآيد و خاصيّت يونيزاسيون دارد،نيست؛ بلكه اصطلاحى ست با گُسترهى وسيع كه شامل نطفه هم مىشود، ماء دافق بسيار روشن است كه چيزى جز نطفه نيست. ما در اصطلاح رائج خود بر آن «ماء» اطلاق نمىكنيم؛ مگر آنكه قيدى همراه آن بياوريم ولى به هر حال آن است كه «ماء» بر آن اطلاق شود؛ تقريباً مىتوان گفت كه «ماء» در اين موارد، به معناى مايع است؛ امّا آيا اطلاق مجازىاست يا حقيقى، بحث ديگرى ست.
مىتوان گفت ماء در اصل لغت وضع شده است براى مايع سيّالِ خاصّى مرّكب از ئيدروژن و اكسيژن ولى از باب توسّع ـ كه نوعى مجاز است ـ به هر مايعى اطلاق شده است.
امّا بعد از اينكه ما معناى كلمهاى را در آيه دانستيم، اثبات اين كه حقيقت است يا مجاز، ديگر مهم نيست. ما در صدد فهم آيه هستيم. اين مطالب، مباحث ادبى خاصّى ست كه در جاى خود كم و بيش ارزش هم دارد ولى، پس از درك معنى، براى تفسير آيه، فايدهاى دربر ندارد.
از لحاظى ديگر، مىتوان گفت: منظور از ماء، همان آب معروف است. و اگر مىگويد انسان از آب آفريده شده است بنابر آنست كه:
انبياء / ٣٠: «وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْء حَي».