معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٣ - نطفه
حال، آنچه مسلّم است، پس از مرحلهى نطفه، مرحلهىاست كه به آن علقه مىگويند و پس از آن كه مصداق آن را دريافتيم، به وجه تسميهى آن نيازى نداريم.
مرحلهى سوّم:مُضغه: مفسّرين گفتهاند از مادّه مضغ (=جويدن) است زيرا در اين مرحله، مانند گوشت جويده شده است.
امّا آنچه بيشتر نياز به توضيح دارد تعبير «مخلّقه» و «غير مخلّقه» است. بى شك منظور اين نيست كه هر انسانى هم از مضغهى مخلّقه و هم از غير مخلّقه، آفريده مىشود؛ بنابر اين چنين نيست كه اين دو، دو مرحلهى پياپى براى مضغه است؛ بلكه منظور اين است كه مضغه در مرحلهى تكامل خود به دو قسم تقسيم مىگردد: گاه به صورت مخلّق در مىآيد و گاه نه و ساقط مىشود و به مرحلهى بعدى يعنى جنين نمىرسد.شبه تعبيرى كه مىفرمايد:
حج / ٥: «وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفّى وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُر».
و امّا لغت مخلق : اهل تفسير و لغت در مورد آن اختلاف دارند: برخى گفتهاند تخليق به معناى تسويه است (خلّق العود = سوّاه) صاف كردن چوب كج يا برطرف كردن ناهموارى آن تخليق است؛ پس «مخلّقه» به معناى «مسوّاة» مىشود كه در برخى آيات هم تعبير: سجده / ٩: «ثُمَّ سَوّاه...» وجود دارد.
پس در اينجا نيز بعد از مضغه مىتوان گفت: مرحلهى كاملتر، تسويهى مضغه است.
برخى نيز گفتهاند منظور: تصوير است.
برخى ديگر گفتهاند: مخلّق يعنى تامّ الخلقه، خلّق الشىء يعنى اَتَّم خلقه.
به هر حال، پس از مضغه، گاهى جنين به حدّى مىرسد كه اعضاء آن معلوم است و تصوير پيدا مىكند كه در آنصورت مخلّق است و گاهى در همان حدّ قبل از تصوير ساقط مىشود كه در اينصورت غير مخلّق است در بعضى از آيات نيز، مرحلهى پيدايش «عظم» (استخوان) را ذكر فرموده است كه آن هم منطبق بر همان مرحلهى تسويه مىشود.
در اينجا، جملهى معترضهاى مىفرمايد:
حج / ٥: «لِنُبَيِّنَ لَكُم».
اين تعبيرها، بدين معنا نيست كه تنها هدفِ مورد نظر در آيه، همانست كه با اين معترضه بدان اشاره مىكند، بلكه اين جملهها، گاه براى توجّه دادن به مطلبىاست كه مورد غفلت قرار مىگيرد. مثلاً در دنبالهى همين آيه مىفرمايد:
حج / ٥: «وَنُقِرُّ فِي الأَْرْحامِ ما نَشاء».