معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٢ - نطفه
نسل همواره به موردى گفته مىشود كه موجودى زنده از موجود زندهى ديگرى بوجود آيد؛ اگر موجود زندهاى از موجود بيجانى خلق شود، به آن «نسل» نمىگويند. بنابراين نمىگويند حضرت آدم از نسل خاك است با اينكه به اعتقاد ما آدم از خاك بيجان آفريده شده است.
آيه مىفرمايد: نسل انسان از نطفه است. اگر خود حضرت آدم نيز از نطفه بود، تكيه روى نسل، وجهى نداشت. پس كاملاً روشن است كه آيه در مقام تفصيل است. يعنى هم آفرينش انسان نخستين را يادآورى مىشود كه از خاك است و هم ساير انسانها را كه از نطفه است.
آيات ديگر در همين مورد:
حجّ / ٥: «يا أَيُّهَا النّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْب مِنَ الْبَعْثِ فَإِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُراب ثُمَّ مِنْ نُطْفَة ثُمَّ مِنْ عَلَقَة ثُمَّ مِنْ مُضْغَة مُخَلَّقَة وَغَيْرِ مُخَلَّقَة لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الأَْرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَل مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفّى وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْم شَيْئا».
آيه در مقام استدلال براى زنده شدن انسان در روز قيامت است: اگر درباره زنده شدن انسان در بعث، شكّى داريد، بينديشيد كه آيا شما را از موجود بيجانى نيافريديم؛ چون بميريد باز موجود بى جانى هستيد، چه جاى شگفتى است اگر دوباره زندهتان سازيم؟
يعنى به ضميمهى يك كبراى مطوىّ كه «حكم الامثال فيما يجوز و فيما لايجوز، واحد» مسأله را بيان مىفرمايد. سياق آيه در مقام آنست كه مراحل مختلف آفرينش انسان
را بيان فرمايد. در آيات ديگرى هم به اين «مراحل مختلف» اشاره شده است:
نوح / ١٤: «وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوارا».
زمر / ٦: «خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْق فِي ظُلُمات ثَلاث».
در سوره حج آن مراحل را تفسير فرموده است كه ببينيد شما آفرينشهايى پى در پى داشتهايد و در هر مرحلهاى خداست كه دگرگونيها را بوجود مىآورد؛ آفرينشى از پى آفرينش ديگر و فعليّتى از پسِ فعليّت ديگر به شما مىبخشد:
مرحلهى نخست: از خاك به نطفه.
مرحلهى دوّم: از نطفه به علقه. گفتهاند كه علقه را به مناسبت «حالتِ بستگىِ» آن علقه مىگويند؛برخى نيز گفتهاند چون نطفه در اين مرحله به شكل زالوست، به آن علقه كه به معناى زالو نيز هست، گفتهاند؛ برخى ديگر گفتهاند: نطفه در رحم ابتدا حالت استقرار ندارد، در مرحلهى علقه چون بديوارهى رحم مىچسبد، بدين نام، ناميده شده است.
و برخى ديگر مىگويند: چون به صورت «خون بسته» در آمده است علقه مىگويند. به هر