معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٥ - كدام يكى از اين نظرها صحيح است؟
پس اعجاز در واقع يك امر نسبى است و به هر حال در اين تفسير براى اعجاز، قانون طبيعى نقض نمىشود؛ اينان گاهى براى تأييد نظريهى خود به بعضى از آيات تمسك كردهاند از جمله:
فاطر / ٤٣: «فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبْديلا ـ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَحْويلا».
يعنى سنت خدا قابل تغيير و تبديل نيست و مىدانيم كه سنّت خدا بر اين جارى شده است كه معلولات مادى از راه علل مادى تحقق پيدا كند؛ پس اگر امرى بر خلاف مجراى طبيعى بود؛ بدين معناست كه سنّت الهى تغيير كرده است و مطابق آيه، سنّت الهى هيچوقت تغيير پيدا نمىكند.
كدام يكى از اين نظرها صحيح است؟
كسانى كه منكر اعجاز و خارق عادتند آگاهانه يا ناآگاهانه قرآن را انكار كردهاند، زيرا دلالت قرآن بر وقوع امور خارق العاده و معجزات انبياء و كرامات اولياء خدا به حدّى روشن است كه هيچ انسان منصف آگاه نمىتواند انكار كند.
دربارهى انبياء، قرآن به طور صريح مىفرمايد كه گاهى اقوامشان از آنها مطالبه مىكردند كه اعجازى كنند و گاهى خودشان ابتداءً اظهار مىكردند.
مثلا قوم صالح از آن حضرت خواستند كه اگر پيامبر هستى و از راستگويان پس معجزهاى بياور، و او از دل كوه يك شتر زنده بيرون آورد، يا در مورد حضرت ابراهيم مىفرمايد: آتش انبوهى را فراهم كردند و ابراهيم را در آتش انداختند و ما به آتش خطاب كرديم:
انبياء / ٦٩: «كُونى بَرْداً وَ سَلاماً».
و آتش سرد شد و ابراهيم(عليه السلام) سالم بيرون آمد در مورد حضرت عيسى بن مريم(عليهما السلام) مىفرمايد كه: همان وجود او آيت الهى ست، ما روحى فرستاديم كه براى حضرت مريم به صورت انسانى متمثّل شد و حضرت مريم وحشت كرد چون در آنجاى خلوت كسى پيدا نمىشد:
مريم / ٢١: «قالَتْ اِنّى اَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنكَ اِنْ كُنْتَ تَقِيّاً».
آن روح در جواب گفت:
مريم / ١٨: «اِنَّما اَنَا رَسُولُ رَبِّكَ لاَِهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيّاً».
بدون شك پيدايش فرزند بدون پدر و به اين ترتيبى كه قرآن مىفرمايد يك جريان خارق العاده است. البته كسانى گفتهاند بكرزائى ممكن، و در بعضى حيوانات تحقق پيدا كرده است ولى به فرض امكان و وقوع، در مورد داستان حضرت مريم چنين چيزى نيست، قرآن اين داستان را به صورت يك امر خارق العاده بيان مىكند.