معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٤ - كرامت انسان
چرا مىفرمايد: «على كثير»؟ احتمالاً كسانى كه انسانها بر آنها برترى ندارند فرشتگان يا آفريدههايى هستند كه ما خبر نداريم.
امّا آنجايى هم كه در مقام مذمّت انسان است، و صفات و خصلتهاى ناپسندى[١]پ را براى او ذكر مىكند؛ اين «ناپسند»، گاهى از نظر اخلاقى بايد بررسى شود و گاهى از جنبهى تكوينى.
وقتى مىفرمايد:
نساء / ٢٨: «وَخُلِقَ الإِْنْسانُ ضَعِيفا».
طبعاً يا در مقام مقايسه با موجوداتىاست كه اين ضعفها را ندارند، مانند فرشتگان كه داراى نيروهايى بيش از انسان هستند؛ و يا احياناً در برابر قدرت خداوند، ضعف انسان گوشزد مىگردد تا مغرور نشود. يعنى اى انسان اگر كمالى دارى، ضعف نيز دارى و همه قدرتها و نيروهاى تو در برابر قدرت الهى، چيزى بحساب نمىآيد.
آياتى هم هست كه در آنها كرامت يا مذمّت انسان را تنها از ديدگاه اخلاقى بايد مورد بررسى قرار داد. مىدانيم اصولاً ارزش اخلاقى در رابطه با اختيار مطرح مىگردد. اگر اختيار نباشد، ارزش اخلاقى هم وجود ندارد. ستايش يا نكوهش اخلاقى در حقّ كسانى رواست كه با اختيار و گزينش خود، كار پسنديده يا ناپسندى انجام مىدهند. اگر انسان مجبور به رفتن راه صحيحىاست از نظر اخلاقى جا ندارد كه مورد ستايش قرار گيرد. چنانكه اگر فرض شود كه انسانى مجبور به ارتكاب جنايتى شود باز مورد نكوهش نخواهد بود.
اختيارى هم كه در اينجا مطرح مىشود داراى دو طرف است: اين راه يا آن راه، يا دستكم اختيار فعل يا ترك. اينك مىپرسيم آيا موجودى كه دو يا چند راه در پيش دارد و مختار است، آيا قبل از اِعمال اختيار، مستحق مدح اخلاقى ست؟ خير، تا پيش از اِعمال اختيار، كارى كه موجب ستايش باشد از او سر نزده است؛ همينطور است در جهت منفى. حال مىپرسيم: آيا صحيح است كه همهى انسانها، بدون توجّه به راهى كه انتخاب مىكنند، مورد ستايش اخلاقى قرار گيرند؟ گفتيم: خير، پيش از انجام كار خوب يا بد، جاى ستايش و نكوهش نيست؛ بعد از انجام فعل هم، برخى ارزش مثبت دارد و برخى منفى. از اينجاست كه دو گونه ارزش مطرح مىشود: ارزش مثبت براى آنان كه كار خوب كردهاند و منفى، براى
[١] گرچه اين صفات نيز در مقام ارتباط و پيوستگى با ساير صفات و خصلتها مىتواند زمينهى تكامل انسان را فراهم كند.