معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٧ - ١ ـ خلع سلاح
معاد شود دفع مىكند و امكان آنرا به اثبات مىرساند، و از سوى ديگر، نمونههايى از زنده شدن مردگان را در همين جهان، ارائه مىدهد. و سرانجام، برهان بر ضرورت معاد، اقامه مىكند.
اينك به ترتيب به بررسى اين شيوهها مىپردازيم [البتّه ترتيبى كه ما از نظر منطقى در نظر گرفتهايم نه اينكه خود قرآن، آنرا مشخّص كرده باشد. زيرا بيانات قرآنى در هر موردى متناسب با مقام و به اقتضاى حال گروهى از منكران يا وسوسه گران يا اهل شكّ و شبهه است و در مقام تعيين تربيت بين شيوههاى بحث و اسلوبهاى بيان نيست].
١ ـ خلع سلاح
در آيات بسيار، خداوند مىفرمايد كه منكران معاد دليلى بر ادّعايشان ندارند:
ص / ٢٧: «وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَْرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَالنّارِ».
ما زمين و آسمانها و آنچه بين آنهاست بيهوده نيافريدهايم ؛ [بيهوده انگارى آفرينش ]تنها گمان كسانىاست كه كافرند، پس واى بر آنان كه كافرند از دوزخى (كه در پيش خواهند داشت) مىبينيم كه در آيه مىفرمايد: اينان بر ادّعاى خويش، جز گمان و پندار، چيزى ندارند.
انشقاق / ١٤: «إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُور».
انسان گمان مىكند كه باز نمىگردد! روشنتر از اين دو آيه، آيهاىاست در سورهى جاثيه كه نخست ادّعاى كافران را نقل مىكند و سپس مىفرمايد اين ادّعا را بى دليل و بدون پايه، بيان مىكند:
جاثيه / ٢٤: «وَقالُوا ما هِيَ إِلاّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَنَحْيا وَما يُهْلِكُنا إِلاَّ الدَّهْرُ وَما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْم إِنْ هُمْ إِلاّ يَظُنُّون».
مىگويند:(قضيّه) جز همين زندگى دنيايى ما نيست كه مىميريم و زنده مىشويم و جز روزگار كسى ما را هلاك نمىكند ؛ انيان دانشى در اينمورد ندارند؛ اينان تنها گمان مىورزند.
جاثيه / ٢٥: «وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّنات ما كانَ حُجَّتَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا ائْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ».
و چون برايشان آيات روشن ما (در مورد معاد) خوانده شود برهانى جز اين ندارند كه بگويند: اگر راست مىگوييد پدران ما را زنده كنيد!
جاثيه / ٢٦: «قُلِاللهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لايَعْلَمُون».
بگو «الله» است كه شما را زنده مىكند سپس مىميراند؛ سپس همه را در رستخيزى فراهم مىآورد كه شكّى در آن نيست؛ امّا بيشتر مردم درنمى يابند.
منظور از استشهاد به اين آيه همين است كه يادآورى مىشود: «مالهم بذلك من علم» به آنچه