معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣ - دليل عقلى بر وجود خدا در قرآن
هرچند ممكن است به حسب «اشتقاق كبير» با مادّهى «ربّى» مناسبت داشته باشد ولى معناى آن عين معناى «مربّى» نيست و از اين رو ترجمهى آن به «پروردگار» ترجمهى دقيقى نمىباشد، و اطلاق آن در مورد خداى متعال به اين لحاظ است كه او صاحب اختيار مخلوقات خود است و براى تصرّف و تدبير امور آنها نيازى به اذن و اجازهى تكوينى و تشريعى كسى ندارد. پس اعتقاد به ربوبيّت كسى به اين معنى است كه او مىتواند استقلالا و بى احتياج به اذن ديگرى در شأنى از شؤوُن مربوب خود تصرّف نمايد. يعنى مالك شأنى از شؤوُنِ كسى يا چيزى باشد كه بتواند بى اجازهى وى در آن تصرف كند مثل كدبانوى منزل كه به او ربَّةُ الدّار مىگويند يا حضرت عبدالمطلب كه در قضيّهىِ حمله ابرهه به خانهى كعبه، فرمود: اَنَا رَبُّ الاِْبِل... من مالك شترم هستم و از آن مراقبت مىكنم خانهى كعبه هم صاحب اختيارى دارد كه خود از آن حفاظت خواهد كرد. اعتقاد به توحيد ربوبى يعنى اعتقاد به اينكه تنها خداى متعال است كه مىتواند استقلالا و بدون نياز به هيچ گونه اذن و اجازهاى در تمام شؤوُن مخلوقات خود (كلّ جهان) تصرّف نمايد و آنها را تدبير و اداره كند.
با دقّت در معناى «اله» و «ربّ» روشن مىشود كه الوهيّت مستلزم ربوبيّت است زيرا عبادت و بندگى نسبت به كسى انجام مىگيرد كه وى به حسب اعتقاد پرستشگر، نوعى ربوبيّت و مالكيّت و صاحب اختيارى داشته باشد و بتواند استقلالا در مربوب خود تصرّف نمايد و به او سود و زيانى برساند.
دليل عقلى بر وجود خدا در قرآن
نخستين مسألهاى كه در بخش خداشناسى در قرآن مطرح مىشود اينست كه آيا در قرآن كريم براى اثبات وجود خدا استدلال شده است يا نه؟ بسيارى از مفسّران مخصوصاً كسانى كه قدمى در علم كلام برداشتهاند مثل فخر رازى، آيات زيادى از قرآن را (از جمله تقريباً تمام آياتى كه مشتمل بر آيات تكوينى الهى است) ناظر به اثبات وجود خدا دانسته و مفاد آنها را به صورت براهينى درآوردهاند كه بازگشت اكثر آنها به «برهان نظم» است. در برابر ايشان دستهى ديگرى از مفسّران معتقدند كه قرآن كريم وجود خدا را بىنياز از استدلال دانسته و در صدد اثبات آن برنيامده است و براهينى كه دستهى اول ادّعا كردهاند يا در مقام اثبات توحيد و نفى شرك است يا اينكه اساساً به صورت برهان در قرآن نيامده است، و اين، مفسّران هستند كه پارهاى از بيانات قرآنى را با ضميمه كردن مقدّمات ديگرى به صورت برهان درآوردهاند.
البتّه داورى صحيح و مستند در اين مورد، در گرو بررسى دقيق و گستردهاى است كه با اين