معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٣ - خدا را تا چه اندازه مي توان شناخت؟
اين معرفتىاست كه براى اولياء خدا پيدا مىشود. مىگويد هيچوقت از دل من غايب نبودى كه تو را جستجو كنم، مجهول نبودى كه دنبال شناخت بروم.
جز تو چيزى ظاهر نيست مگر آنچه تو او را ظاهر كرده باشى؛ اين معرفت خاص آن كسانىاست كه قدم در وادى توحيد نهادهاند و دل به عشق او سپردهاند.
«وَ اَنْتَ الَّذى اَزَلْتَ الاَْغْيارَ عَنْ قُلُوبِ اَحِبّائِكَ حَتّى لَمْ يُحِبُّوا سِواكَ». تو آن كسى كه اغيار و بيگانگان را از دلهاى دوستانت زدودى تا در دل آنها جز تو كسى باقى نماند.
اين معرفت، معرفتىاست مخصوص اولياء و مؤمنان كامل؛ چنين كسانى هستند كه مىتوانند ذات خدا را در حد دايرهى وجودى خودشان بشناسند.
يعنى وقتى خودشان را در پرتوى از ذات الهى يافتند به همان اندازهى ظرفيت اين پرتو، آن ذات را مىيابند؛ به عنوان يك تشبيه معقول به محسوس براى تقريب به ذهن:
نحل / ٦٠: «وَ لِلّهِ الْمَثَلُ الاَْعْلا».
فرض كنيد كه يك عمود نور از يك منبع مولد نور مىتابد؛ اين عمود تا منبع مولدش يك خط است. (در اينجا به اينكه حقيقت نور چيست؟ يا موج است يا ذره يا چيز ديگر، كارى نداريم).
اين خطى كه متصل است به اين چراغ؛ اگر خود را بيابد يعنى شعور داشته باشد و از خودش آگاه باشد چه را مىيابد؟ مىيابد كه خطىاست متصل به يك مبدأ نور، يعنى يافتن خودش همان است و يافتن ارتباط و اتصالش هم با منبع نور همان. اگر خودش را بيابد اتصالش هم به آن نقطهاى كه از آن صادر مىشود؛ مىيابد. پس ذات آن شيئى را مىيابد امّا به اندازهاى كه خودش با آن شيئ مربوط است. پس به اين صورت هم مىتوان بين آن كسانى كه مىگويند ذات خدا قابل شناختن است با آن كسانى كه مىگويند ذات خدا قابل شناختن نيست؛ آشتى داد. چهگونه آشتى بدهيم؟ مىگوييم اگر منظور از شناخت ذات يعنى شناختى كه احاطه بر ذات پيدا كند چنين چيزى براى غير خدا محال است. ذات خدا نامتناهى است؛ كدام موجود مىتواند احاطه بر ذات نامتناهى الهى پيدا كند؟ اينگونه شناخت محال است. نه تنها براى من و شما بلكه براى شريفترين مخلوقات خدا هم محال است، براى ذات مقدس حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) و وجود مقدس ولى عصر (عج) هم آن معرفت احاطه كننده، محال است؛ چون آنها وجودشان محدود است و مخلوقند و نمىتوانند احاطه بر ذات نامحدود الهى پيدا كنند. اما اگر منظور از معرفت ذات اين باشد كه بعضى از انسانها مىتوانند به مقامى برسند كه رابطهى وجودى خودشان را با خدا بيابند؛ يعنى اگر انسان به اين مقام رسيد كه وجود خودش