معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠١ - خدا را تا چه اندازه مي توان شناخت؟
داراى فركانسى معين است اگر بيشتر يا كمتر باشد مانند امواج ماوراء بنفش يا مادون قرمز، درك نمىكنيم. اما مىگوييم بالاخره نورىاست يا موجىاست كه فركانسش از اينها كمتر يا بيشتر است يعنى مفهومش را درك مىكنيم ولو اينكه مصداقش را نمىبينيم و نمىشنويم؛ آنجا مىگوييم موج اينجا هم مىگوييم موج. اينجا مىگوييم تواتر، آنجا هم مىگوييم تواتر. آنجا يك عدد رياضى را به كار مىبريم. اينجا هم يك عدد رياضى بكار مىبريم مفاهيم ناشناخته نيست. اما مصداق اين مفهوم براى ما ناشناخته است چون قوهى بينايى ما توانايى درك آن را ندارد؛ يا قوهى شنوايى ما توانايى شنيدن چنين صوتى را ندارد، اما مفهوم همان مفهوم است. مثال ديگر: ما مفهوم علم را درك مىكنيم امّا، مصاديق اين علم در ما محدود است و در شرايط خاصى پديد مىآيد. دانش ما مطلق نيست، راه تحقق آن هم محدود است. ما از راه انگشتان دستمان دانش نمىآموزيم. از راه چشم و گوش مىآموزيم. حالا اگر دانشى را فرض كنيم كه هيچ حد ندارد؛ كسب شدنى هم نيست و عين يك وجود است؛ مفاهيمى كه در اينجا به كار مىبريم چيست؟ مفهوم دانش، مفهوم كسب نشدنى، مفهوم نامحدود؛ اينها همه مفاهيم است. پس وقتى مىگوييم خدا عالم است؛ مفهوم عالم همان مفهومىاست كه در مورد خودمان هم به كار مىرود (مىگوييم فلان شخص عالم است) مفهوم همان مفهوم است، منتهى مصداق علم خدا علم ذاتى بى نهايت است. ولى مصداق علمهاى ما علم محدود اكتسابى است. مصاديقاند كه با هم فرق دارند نه مفهومها؛ پس به اينصورت مىتوان اين دو نظر را به هم نزديك كرد و اگر مراد آنها هم همين باشد اشتباهى در تعبير بوده است وگرنه مغالطهى در استدلال برايشان پيش آمده و مفهوم و مصداق را با هم خلط كردهاند و بايد برايشان توضيح بدهيم كه آنچه ناشناختنى ست مصداق آن مفاهيم است. در بحث قبلى گفتيم صفات خدا عين ذات اوست؛ پس وقتى ما حقيقت مصداق صفات را نمىتوانيم با عقلمان درك كنيم، حقيقت ذات را هم نمىتوانيم درك كنيم؛ عقل راهى براى شناختن موصوفِ به اين صفات (كه همان ذات الهى ست) ندارد و به همين معناست كه در روايت وارد شده است: «اِنَّ اللهَ اِحْتَجَبَ عَنِ الْعُقُولِ كَما احْتَجَبَ عَنِ الاَْبْصارِ» يعنى خدا آنچنان كه با چشمها قابل ديدن نيست با عقل هم قابل شناختن نيست.[١]
معناى اينكه با عقل هم قابل شناختن نيست، يعنى حقيقت ذات الهى نه مفاهيم صفات؛ اصولا كار عقل درك مفهوم است عقل يعنى آن قوّهاى كه مفاهيم كلى را درك مىكند. هيچ وقت
[١] بحار الانوار، ج ٤، ص ٣٠١.