معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦٠ - ٣ ـ ارائه نمونه
مانند صاحب «المنار» و «سِرْ سيد احمدخان هندى» قرار نگرفته باشد از اين آيات، همان را مىفهمد كه همه مفسّران عاليقدر اسلام فهميدهاند و در همه روايات شيعه و سنّى هم آمده است. يعنى خداى متعال با يك دستور حيكيمانه (كه بنىاسرائيل آنرا جاهلانه و مسخرهآميز، تلقّى مىكردند) از يك سوى، راز پنهانى قتل را آشكار كرد، و از سوى ديگر قدرت الهى را بر زنده كردن مردگان، به ايشان نشان داد كه تابع شرايط عادى نيست و حتّى بوسيله جزء بىجانى از حيوان ذبح شدهاى ميتواند مردهاى را زنده كند.
و چه بسا حكمتهاى ديگرى نيز در كار بوده است چنانكه در روايات، درباره تعيين اوصاف گاو آمده است كه حكمتش اين بود كه چنين گاوى در اختيار جوان مستمندى قرار داشت كه به پدر و مادرش احسانها كرده بود و خداى متعال مىخواست با فروش اين گاو از فقر و تهيدستى نجات يابد و پاداشِ دنيوىِ احسان به پدر و مادر را دريافت كند.
***
بقره / ٥٥ و ٥٦: «وَإِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّى نَرَى اللهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُون».«ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون».
و هنگامى كه گفتيد اى موسى ما هرگز ايمان به تو نياوريم مگر خدا را روياروى ببينيم و شما را صاعقه درگرفت و خود مىنگريستيد.
دوباره شما را پس از مرگتان زنده كرديم شايد سپاس گذاريد. و اين آيه بهترين شاهد بر زنده كردن مردگان است.
آيا علاج ديگرى جز صاعقه براى كسانى كه آنهمه معجزات از موسى ديدهاند وجود دارد؟ صاعقهاى آمد و آن مردم را نابود كرد سپس موسى از خدا درخواست كرد تا آنان را دوباره زنده كند و خداى متعال مجدّداً ايشان را زنده كرد.
بقره / ٢٥٩: «أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَة وَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنّى يُحْيِي هذِهِ اللهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللهُ مِائَةَ عام ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْم قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عام فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَشَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً فَلَمّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللهَ عَلى كُلِّ شَيْء قَدِير».
يا چون كسى كه از قريهاى مىگذشت در حاليكه (خانههايش) ويران شده و سقفهاى خانه هايش فرو ريخته بود با شگفتى گفت: چگونه خدا اين قريه را پس از مرگ (اهالى) آن زنده خواهد كرد؟ پس خدا او را ميراند و صد سال (مرده) مىبود سپس او را برانگيخت و فرمود: چقدر درنگ داشتهاى؟ گفت، يكروز يا بخشى از يكروز.