معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٣ - رابطه اعجاز با قانون عليّت
رابطه اعجاز با قانون عليّت
در بحثهاى پيش گفتيم كه از ديد قرآن شريف، قانون عليّت پذيرفتنى است، و با آياتى نظير «كن فيكون»؛ منافاتى ندارد، نمونههايى نيز از آيههايى كه بر قانون عليّت دلالت دارد بيان كرديم.
در اين جا اين پرسش پيش مىآيد كه آيا قرآن كريم، عموميت و ضرورت قانون عليّت را نيز قبول دارد؛ يا تنها آن را به طور قضيّه موجبهى جزئيه مىپذيرد؟ به عبارت ديگر: آيا همواره تأييد مىفرمايد كه هيچ معلولى بدون علّت خاصّ خويش به وجود نمىآيد، يا اينكه مىفرمايد: در برخى موارد ممكن است معلول از راه علّت ويژهى خود به وجود بيايد و در پارهاى از موارد ممكن است بدون علّت، تحقّق يابد؟
اهميّت اين پرسش در ارتباط با مسألهى اعجاز روشن مىشود، چون مىدانيم كه معجزات و خوارق عادات بر اساس قوانين طبيعى بوجود نمىآيد، بلكه نوعى استثناء در قوانين طبيعى تلقّى مىشود، و از اين جهت معجزات و خوارق عادات، مورد تفسيرهاى گوناگون قرار گرفته است، بعضى از كسانى كه به معجزات ايمان واقعى دارند در مقام تفسير آنها گفتهاند كه در اين موارد قانون عليّت حاكم نيست، و پديدههايى كه در اثر اعجاز تحقّق پيدا مىكند علّت خاصّ خود را ندارد.
بعضى ديگر كه به قانون عليّت و قوانين طبيعى پاىبند بوده و كليت و ضرورت آن را اذعان داشتهاند، در صدد تأويل آيات مربوط به اعجاز برآمدهاند.
اينها هم به چند صورت تأويل كردهاند:
برخى گفتهاند: اصولا هيچ پديدهى خارق العادهاى امكان تحقق ندارد، و آنچه از ظاهر آيات نمودار مىشود مبنى بر اين كه اين پديدهها خارق عادت است به خاطر اين است كه علت طبيعى اين پديدهها معلوم نبوده است، يعنى در موارد اعجاز هم علل طبيعى هست ولى مردم آگاه نيستند، مثلا قرآن مىفرمايد: وقتى حضرت موسى(عليه السلام) با بنى اسرائيل از مصر حركت كردند و به دريا رسيدند، دريا خشكيد و آنها از دريا گذشتند، و فرعونيان كه در تعقيب آنها بودند چون به دريا رسيدند دوباره دريا پر آب شد و غرق شدند.
كسانى كه معتقدند امر خارق العاده تحقق پيدا نمىكند؛ مىگويند در اينجا يك جريان طبيعى بوده است كه علتش بر مردم پوشيده بود، امّا حضرت موسى آن را مىدانست، و آن يك جزر و مدّ بوده است، مىگويند حضرت موسى در دربار فرعون علم هيأت فرا گرفته بود و از وقوع جزر و مد خبر داشت و مىدانست كه مىتوان از كنار دريائى كه مورد جزر و مدّ واقع