معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٤ - تعارض اميال
براساس آن انسان به علّت احساس ضرر يا ناخوشايندى، از كسى فرار يا او را طرد كند. نفرت و خشم و كينه و امثال آن، جزء انفعالات محسوبند.
٤ ـ احساسات
طبق برخى اصطلاحات، احساسات حالتهايىاست كه از سه مورد مذكور قبلى، شديدتر و تنها به انسان اختصاص دارد. آن سه مورد قبل كم و بيش در حيوانات نيز موجود است ولى احساسات، ويژهى انسان است مثل احساس تعجّب، احساس استحسان، احساس تجليل، احساس عشق... تا برسد به احساس پرستش.
تركيب اميال
اين كششهاى درونى، گاهى برهم تأثيرهايى دارند و گاه مجتمعاً و مركبّاً منشأ اثرى مىشوند چنانكه با دستگاه ادراكى و شناخت هم، رابطه مىيابند و قواى ادراكى هم بر آنها تأثير مىگذارد؛ و به كمك آنها، برخى اميال، شكلهاى خاصّى به خود مىگيرند:
غريزه تغذيه مقتضى تناول چيزىاست امّا در زندگى، غذا خوردن تنها سير كردن شكم نيست و دوست داريم كه سر سفره، يك شاخه گل هم باشد، غذا خوشرنگ و خوش طعم باشد و... در روابط جنسى اين مسأله شديدتر هويدا مىشود. همينطور است در مسائل اجتماعى...
تعارض اميال
خواستها هر يك قلمرو ويژهاى دارد مثلاً غريزه خوردن مربوط به خوردنيهاست و به عرصهى لباس و مسكن ارتباط ندارد. عواطف تنها در رابطه با انسانهاى ديگر مطرح است و با جمادات، كاربرد ندارد ممكن است در انسان چند خواست بيدار باشد و انسان بتواند به همهى آنها پاسخ بدهد امّا گاهى ناچار است كه كسى را بر ديگرى يا امرى را بر امر ديگر، برگزيند. اينجاست كه به آن ويژگى انسان كه با مسؤوليت و تكليف او مرتبط است مىرسيم. در اينجا اختيار انسان به معنى ويژهاى مورد نظر است يعنى نه تنها مجبور نبودن ارادى بودن فعل، كه حتّى گزينش بودن آن هم منظور است.
گزينش در جايى مطرح مىگردد كه چند خواستِ متعارض در مقام ارضاء وجود داشته باشد و انسان مجبور باشد يكى را ارضاء و ديگرى را فداى آن كند. در اينجا براى مقدم شدن