معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٦ - خواستهاى پَست
به نقاط ضعف انسان و يادآورى اينكه اگر انسان در صدد رفع آنها برنيايد چه عواقب وخيمى دربر خواهد داشت...
اهتمام قرآن، مصروف به بيدار كردن عقل و خواستهاى متعالى انسان است و اگر اين خواستهاى متعالى بيدار گردد و عقل نيز به جاى خود رهنمون باشد و در مواردى كه ادراكات عقلى، نارسايى دارد، از ادراكات وحى كمك گرفته شود؛ آدمى به راه سعادت، گام مىنهد.
خواستهاى پَست
متقابلاً، در قرآن، پارهاى از خواستهاى حيوانى، با تحقير و نكوهش ذكر شده است:
معارج / ١٩: «إِنَّ الإِْنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً،إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَإِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً؛...إِلاَّ الْمُصَلِّينَ الْمُصَلِّين».
انسان، ناشكيبا و حريص آفريده شده است؛ چون سختى بدو در رسد بيقرارى مىكند و چون به نعمتى رسد، منع احساس مىنمايد جز نمازگزاران...
انسان به گونهاى آفريده شده كه برخى خواستهاى پست در او وجود دارد امّا انسانى كه مىخواهد با اختيار خويش، به كمالهاى بسيار والا، دست يابد، نبايد اسير اين اميال گردد بلكه بايد آنها را در جهت دستيابى به كمالات، به كار گيرد؛ انجا كه كمال در گرو ايثار است؛ نبايد شهوت پرستى و شكمبارگى و امثال آن، سدّ راه او گردد و حتّى آنجا كه كمال، منوط به فداكارى ست؛ ميل به حيات مادّى نبايد مانع رسيدن او به فيض شهادت گردد.
اين اساس همهى اديان آسمانى و اساس همهى مكتبهاى صحيح اخلاقى ست:
آل عمران / ١٤: «زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَْنْعامِ وَالْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَاللهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآب».
دوستارى خواستهايى از زن و مرد و فرزندان و گنجينههاى زر و سيم و رمههاى اسب (با نشان و داغ خانوادگى) و چهار پايان و كشت و زرع؛ در نظر مردم، زيبا و فريبنده جلوه گر شده است؛ اينها كالاى (بى ارزش) دنيايى ست؛ امّا، خدا(در سوى ديگر است) و سرانجام نيك و نيك سرانجامى، نزد اوست.
زير شمشير غمش، رقص كنان خواهم رفت *** كآنكه شد كشتهى او، «نيك سرانجام» افتاده[١]
[١] حافظ