معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٢ - آفرينش انسان در قرآن
انس بر مجموع انسانها اطلاق مىشود [مثل جنّ كه بر مجموعه اين طايفه اطلاق مىگردد]:
اسراء / ٨٨: «لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِْنْسُ وَالْجِن».
و از اين جهت مانند بشر است كه بر همهى انسانها اطلاق مىگرديد.
يكى از اين الفاظ، بنىآدم است كه چون از نظر قرآن همهى انسانها از نسل آدماند، به آنها بنىآدم، گفته مىشود. برخى گمان كردهاند كه «آدم» هم اسم جنس است و چنانكه ما آنرا در فارسى، تقريباً مرادف انسان بكار مىبريم؛ در قرآن هم، چنين است.
امّا هر كس با اندك آشنايى با زبان عربى؛ مىداند كه آدم مانند عيسى و موسى، اسم خاصّ است و در قرآن به ساير انسانها هرگز اطلاق نمىشود.
آفرينش انسان در قرآن
دربارهى آفرينش انسان، آيات قرآن، از جهاتى، اختلافاتى دارد.[١] برخى از اين آيات در مورد آفرينش نخستين انسان است. طبعاً هنگامى كه مبدأ نخستين انسان روشن شد؛ مبدأ وجود همهى انسانهاى ديگر نيز از جهت تاريخى روشن مىشود. يعنى اگر بگوييم آدم از گِل آفريده شده است؛ صحيح است كه بگوييم همهى انسانها از خاك آفريده شدهاند؛ اين به يك اعتبار است.
بهاعتبار ديگر، همهى انسانها، جداگانه لحاظ مىشوند و البتّه اين لحاظ، لحاظ اوّل را نفى نمىكند.
يعنى بگوييم: هر انسانى از نطفه آفريده شده و نطفه از موادّ غذايى و موادّ از گوشت حيوانات و ميوهها و درختان و مواد معدنى و اينها، همه به زمين باز مىگردد؛ پس مبدأ آفرينش هر انسانى را، صرفنظر از اينكه مىتوان به اعتبار انسان نخستين، از خاك دانست؛ به اعتبار تك تك آنها ازاين جهت هم، مىتوان.[٢]
***
برخى آيات تنها در مورد شخص حضرت آدم است و برخى ديگر ممكن است كميّت داشته باشد و در مورد همهى انسانها بكار رود:
حجر / ٢٩: «إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصال مِنْ حَمَإ مَسْنُون،فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِين».
١ـاختلاف و نه تناقض؛ يعنى اينكه هر دسته ناظر به جهتى است كه دو آيات ديگر، آن جهت، ملحوظ نيست.
[٢] اكنون نمىخواهيم بگوييم هر يك از آيات چه لحنى دارد و ناظر به چه جهتى است تنها خوب است بدانيم كه چنين ديدگاهى صحيح است.