معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٧ - مراتب فعل الهى
مقدس حقتعالى وجود مادى نيست كه بر او حالات گوناگونى عارض شود: «لَمْ يَسْبِقْ لَهُ حالٌ حالاً» و به تعبير فلسفى، معرض حوادث و اَعراض قرار نمىگيرد.
پس اگر مراتبى فرض شود براى فعل خدا، مراتبى است به حسب نظر عقل، يعنى تقدم و تأخر زمانى بين اينها نيست، عقل چند مفهوم انتزاع مىكند كه ممكن است بعضى بر بعض ديگر بحسب رتبه عقلى مقدم باشد. از نظر برهانى فرض چنين مراتبى براى افعال الهى كه اختلافشان به حسب مفهوم باشد و ترتبشان هم بحسب نظر عقل نه زمان، اشكالى ندارد، همانطور كه عقل، صفات متعدد براى واجب تعالى اثبات مىكند به ضميمهى اينكه همهى اين صفات، يك مصداق واحد بسيط بيشتر ندارد؛ مثلا علم و قدرت و حياة و... صفاتى است كه عقل براى ذات واجب اثبات مىكند و برهان هم اقامه مىكند كه تعدد اين صفات به معناى تركب در ذات واجب نيست و اين اشكالى توليد نمىكند. در ما مصاديق اين صفات با هم فرق دارد ولى عقل هر دو مفهوم را براى واجب اثبات مىكند.
دربارهى افعال الهى هم عقل مىتواند مفاهيم مختلفى را اثبات كند با توجه به اينكه مصداق همهى اين مفاهيم در خارج، يك چيز بيشتر نيست و حتّى اگر بين اين مفاهيم ترتبى قائل شود باز با توجه به اين است كه اين ترتّب بحسب رابطهى مفاهيم با همديگر است نه رابطهى مصاديق متعدد.
يعنى مىتوانيم بگوييم خدا هم وقتى مىخواهد كارى كند مىداند كه چه كارى مىخواهد انجام دهد، بى علم كار نمىكند، اين يك مفهوم، مفهوم ديگر اينكه مىخواهد كه انجام دهد، ناخواسته و با كراهت انجام نمىدهد، خدا مجبور در كار خودش نيست، خوب، وقتى اين دو مفهوم را به خدا نسبت داديم مرتبهى كداميك مقدم است؟ دانستن مقدم بر خواستن است، تا نداند جاى مطرح كردن خواستن يا نخواستن نيست، پس اول بايد بداند، بعد بخواهد ولى اين بَعديت دربارهى خدا بَعد زمانى نيست، اقتضاى اين مفهوم اين است كه قبل از آن مفهوم در مرتبهى مقدم لحاظ شود. ترتيبى اينگونه، بين مبادى و مراحل فعل در ذات بارى تعالى، اشكالى ندارد.
امّا از نظر «قرآن»
حال ببينيم قرآن كريم در اين باره چه بياناتى دارد؟ آيا چنين چيزهايى را براى افعال الهى اثبات مىفرمايد يا نفى مىكند، يا ساكت است؟
وقتى به قرآن مراجعه مىكنيم مىبينيم آياتى هست دربارهى اينكه كارهايى كه خدا انجام