معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧١ - نظر قرآن
نيست. اين شكل خاص و اين نظم، موجب تقويت نمىشود مثلا مسابقات فوتبال هرچند نيروى بدنى انسان را زياد مىكند ولى اگر در خانهاش هم ورزش بكند بدنش قوى مىشود. پس بما انّه لعب يك هدف خيالى را تأمين مىكند كه همان بُرد و باخت است.
* لهو: يعنى سرگرمى اعمّ از اينكه نظم خاصّى داشته باشد يا نه. انسان براى وقت گذراندن كارى مىكند بدون هدف خاصى جز اينكه فكرش از مسائل ديگر منصرف شود و به چيزى سرگرم شود و احياناً ممكن است شادى هم همراه داشته باشد. از آنجهت مىگوييم لهو كه از كار شايستهترى انسان را باز مىدارد. شأن انسان عاقل اين است كه به نتائج ارزندهترى برسد ولى از آن نتائج باز مىماند و به چيز ديگرى مشغول مىشود. خود اينهم ممكن است نتائجى داشته باشد و احياناً نتائج مطلوبى، ولى مانع از رسيدن به هدف ارزندهترى مىشود و گاه ممكن است ضرر داشته باشد مثل لهوهاى حرام يا ضررش بيشتر از نفعش باشد
بقره / ٢١٩: «وَ اِثْمُهُما اَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما».
پس شايد بتوان گفت بين موارد لهو و لعب، عموم و خصوص مطلق وجود دارد: در لعب حركاتى هست ولى منظّم، اما در لهو نظم خاصى معتبر نيست، گاهى در آن نظم هست كه هم مصداق لهو است و هم لعب و گاهى بدون نظم كه فقط لهو است.
در اين مورد گاهى ممكن است هدفهايى باشد و نظمى هم باشد كه به آن هدف منجر شود و حتى ممكن است هدف از يك جهت مطلوبيّتى داشته باشد.
ولى در همه اينها چنين است كه انسان از آن هدفى كه لائق مرتبه انسانى است باز مىماند و لذا مىگويند «اَللَّهوُ ما اَلْهى عَنْ ذِكْرِاللهِ» طبع اين كار به گونهيى است كه آدمى را از آن هدف شايسته كه توجه به خداست باز مىدارد. البته اين در مورد انسان است. بهرحال طبع لهو، سرگرم كردن و بازداشتن است.
در مقابل كار حق كارى است با هدفِ شايسته يعنى هدفى كه با مقام فاعل تناسب داشته باشد و اگر فاعل نيازمند است آن نياز او را تأمين كند. پس آياتى كه مىفرمايد آفرينش جهان به «حق» است بدين معناست كه داراى هدفى متناسب با مقام الهى است، پوچ، بيهوده و بى هدف نيست و نه تنها بى هدف نيست حتى هدف غير متناسب با مقام الهى هم نيست. هدف متناسب با فاعل است و چون فاعل، كمال مطلق است، هدفش بايد كمال داشته باشد.
آياتى ديگر هست كه دربارهى خلقت انواع مختلف موجودات يا انسان هدفى را مشخص كرده است كه از آنها تحت عنوان ديگرى بحث مىكنيم. انشاء الله تعالى.