معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٣ - ١ ـ شناخت
پس مىتوان گفت كه قلب از ديدگاه قرآن، موجودىست كه هم علم حضورى دارد و هم علم حصولى و هم احساسات و هم ادارك و هيجانها و عواطف به آن، نسبت داده مىشود.پس به تعبير فلسفى، يك قوهّى خاص نيست. در بحثهاى فلسفى، هر نوع كارى كه از انسان سر مىزند يك ميدأ خاصّ براى آن قائل مىگردند. هنگامى كه مىبينيم انواع گوناگونى از ارداكات وجود دارد كه از هم متمايزند، مىگوييم، هر يك قوّهاى دارند: حسّ مشترك، خيال، حافظه و عقل.
امّا براى انفعالات و كيفيات نفسانى، مبدأ فاعلى قائل نمىگردند و آنها را به نفس نسبت مىدهند.
بين حكماء معروف چنين است كه عقل، قوّهى خاص نيست بلكه عقل، كار نفس است امّا مىتوان در آن مناقشه كرد و گفت كه عقل نيز از آن جهت كه مُدرِك مفاهيم است، قوّه محسوب است. آنچه را مىتوان به حقيقت نفس نسبت داد، علم حضورىاست كار روح، مشاهدهى واقعيّت است و اين مرتبه والاتر از ادراك مفاهيم است.
به هر حال، ذهن ما آشنا با اين معناست كه براى هر نوع فعلى كه از روح سر مىزند، قوّهى خاصّى منظور مىشود. با اين ديد وقتى كلمهى قلب را مورد مطالعه قرار مىدهيم، با توجّه به موارد استعمال و بر طبق اين اصطلاح، بايد گفت: قلب قُوّهى خاصّى نيست چون چيزهاى گوناگونى بدان نسبت داده شده است كه از جهت ماهيّت با هم متفاوت اند، يكدسته از آنها«انفعال» است و دستهى ديگر «فعل».
افعال نيز، انواع متفاوتى دارند. پس قلب، عبارتست از نفس انسان از آن نظر كه داراى ادراكات و احساسات و عواطف است. حتّى، انتخاب و اختيار نيز در قرآن به قلب نسبت داده شده است.
بقره / ٢٢٥: «لا يُؤاخِذُكُمُ اللهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَلكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ».
خدا شما را بواسطه سوگندهاى سر زبانى مؤاخذه نمىكند ولى در آنچه دلهاتان برمىگزيند، مورد مؤاخذه قرار مىگيريد.
احزاب / ٥: «وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً».
اگر در چيزى خطا كردهايد باكى نيست، امّا آنچه دلهاتان به عمد برگزيده (مورد مؤاخذه خواهيد بود) و خدا بخشايشگر مهربان است.
پس اگر بگوييم با توجّه به موارد استعمال قرآن، قلب مترادف است با آنچه در فلسفه به نام روح يا نفس ناميده مىشود؛ گزاف نيست. تنها چيزى كه مىتوان گفت كه به نفس نسبت داده مىشود و به قلب نسبت داده نمىشود، افعالِ بدنى ست. نفس قوّهاى عامل دارد كه بدن را به حركت وامىدارد و اين به قلب نسبت داده نشده است.