معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩١ - ١ ـ شناخت
دل، قوّهى مدرك است و منظور از «صدر»، باطن انسان. زيرا ما عادت كردهايم كه چون بخواهيم به باطن اشاره كنيم و مىگوييم: درون سينه.
لقمان / ٢٣: «إِنَّ اللهَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُور».
خداوند به درون سينهها داناست، چون سينه، مخفىترين جاى بدن است و محفظهاى ست كه با استخوانهاى اطراف احاطه شده است.
پس در حقيقت قلب يعنى مركز ادراك، و صدر يعنى مرتبهاى از باطن.
و نيز مىتوان گفت: قلب اگر هم محلّ احساس و ادراك نباشد؛ عضوىاست كه پيش از هر عضو ديگر مورد تعلّق روح قرار مىگيرد و آخرين عضوىست كه هنگام مفارقت روح از بدن، از كار مىافتد. رابطهى روح با بدن، در همه اعضاء به يك نسبت نيست، در برخىاعضاء از جمله قلب و مغز، مقدّم است. شايد رابطهى روح با قلب، از همه مقدّمتر باشد.
به هر حال، از موارد استعمال فؤاد در قرآن به دست مىآيد كه منظور، عضو مادّى بدن نيست و قوّهى ويژهاى از روح نيز، نيست بلكه شامل قواى متعدّدى مىباشد.
از بررسى آيات برمىآيد كه به قلب، اداراك نسبت داده شده است:
حج / ٤٦: «أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَْرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها».
آيا در زمين راه نمىافتند تا دلهايى داشته باشند كه با آن خرد ورزند.
اعراف / ١٧٩: «وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالإِْنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها».
در اين آيه تعبير «فقه» كه به معناى فهم دقيق و دريافت حقيقت است بكار رفته و به قلب، نسبت داده شده است.
و از سوى ديگر، احساسات و عواطف به قلب نسبت داده شده است؛ چه مثبت و چه منفى، خوش آمدن يا بد آمدن.
انفال / ٢: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُم».
مؤمنان آنانند كه چون نام خدا برده شود، دلهايشان هراس كند.
زمر / ٤٥: «وَإِذا ذُكِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآْخِرَة».
و چون نام خداى يكتا گفته شود، دلهاى آنان كه به رستخيز ايمان ندارند، درهم شود.
و در داستان حضرت موسى فرمايد: