معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٣ - شيهات جبر تاريخى
پاسخ: با اينكه ما قوانين مسلّم علمى را انكار نمىكنيم و آنچه از نظر علمى ثابت است و دليل قطعى دارد براى ما قابل قبول است؛ با اين حال، معتقديم كه موجب جبر نمىشود. ترديدى نيست كه غرائز خاصّ يا وسائل طبيعى خاص برانگيخته مىگردد و كارى هم به دنبال آن انجام مىيابد امّا نه بدين معناست كه آدمى مسلوب الاختيار است.
آيا آدمى نمىتواند يك غريزهى طبيعى انگيخته را مهار كند؟
در قانون وراثت نيز، آيا تجربه مىگويد هم فرزندى كه از يك سلسله عوامل وراثتى در اجداد معيّنى برخوردار بود، صددرصد و بدون استثناء، همان خواهد شد؟ بطورى كه جاى انتخابى براى خود او باقى نمىماند؟ قطعاً تجربه چنين نمىگويد. همهى اين عوامل بفرض قطعيّت در تأثير، به عنوان «جزء العلّه» پذيرفتنىاست امّا در نهايت، انسان نيز مىتواند اِعمال اختيار كند و برخلاف اقتضاى همهى اين عوامل، رفتار ديگرى در پيش گيرد.
در مورد رفتار انسان نمىتوان براساس وراثت و عوامل طبيعى ديگر پيش بينى قطعى كرد تنها مىتوان آمار گرفت كه مثلاً اكثر انسانها در برابر فلان غريزه چه واكنشى دارند. امّا آيا اگر انسانى تربيت دينى يافت يا ارادهى مسلّط بر نفس يافت، در دائرهى اين تجربه، مورد محاسبه واقع است؟ و سرانجام ما خود مىتوانيم تجربه كنيم كه گاه به رغم خواستن بسيار، از انجام كارى، خويشتن دارى نماييم.
در مورد حضرت يوسف (عليه السلام)، تمام اسباب طبيعى و حتّى فيزيكى و محيط و سنّ، مقتضى انجام خواستهى گناه آلود زليخا بود:
زليخا، بسيار زيبا بود و خواد را برهنه ساخته و اطراف اتاق از هر سو آينه كارى بود.
محيط، خاندان درباره مرفّه عزيز مصر.
سنّ، در عنفوان جوانى :
يوسف / ٢٤: «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشاء».
اجزاء علّت تامّه، قريب به تماميّت بود امّا نورانيّت و پاكى و به تعبير خود خدا برهانِ خدا داده[ كه نمىدانيم حقيقت آن چيست ولى به هر حال تورانيّتى از سنخ علم است ]موجب خوددارى او شد.
شيهات جبر تاريخى
اين دسته مىگويند كه تاريخ واقعيّتى دارد و احكامى ويژهى خويش، فلاسفهى تاريخ بر آن