معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٢ - كيفيت انتزاع مفهوم اذن
به خودمان اعضاء و جوارح جبراً بما داده شده است، داشتن قدرت اختيار و تفكر و انتخاب جبرى است در اعمال اختيارى، باز مقدمات آنها و موادى كه اعمال روى آن انجام مىگيرد جبرى است. در اينجاها جاى توهم اختيار نيست، بعد از اينكه اين كادرها مشخص شد، اينها كادرى را براى زندگى هر فرد مشخص مىكند كه آنچه فعاليت اختيارى دارد در درون اين كادر انجام مىگيرد و بيرون اين كادر همه جبرى است. جبرى است كه بايد در چشم ديد امّا چه چيز را؟ اين در اختيار ماست.
در دائرهى كارهاى اختيارى ما باز ممكن است روابطى خارج از حدود تفكر و بينش و اختيار ما وجود داشته باشد كه مربوط به كارهاى اختيارى ماست. اين روابط هست كه قدرهاى خاص را در حوزهى افعال اختيارى ما مشخص مىكند. من با اختيار خود از خانه خارج مىشوم، دوست من هم با اختيار خود از خانه خارج مىشود، اتفاقاً سر چهارراه بهم مىرسيم، نه من ملاقات با او را پيش بينى كرده بودم نه او، وقتى بهم مىرسيم اين برخورد ما اساس يك كار اختيارى ديگر مىشود، پس كار را با اختيار انجام دادهايم و مقدمات اين كار با عمل اختيارى انجام گرفته كه توأم بوده با روابط غير اختيارى. اين پيوندهاى نامرئى است كه بين افعال اختيارى وجود دارد ولى ما مطلع نيستيم و محاسبات خود را بر اساس آن انجام نمىدهيم ولى خدا مىداند و براى آن حساب دارد.
در اين مورد چند نمونه در قرآن آمده است منجمله حركت موسى(عليه السلام):
حركت موسى(عليه السلام) از مصر به مدْين عملى نبود كه محاسبهى قبلى روى آن شده باشد، بلكه مىخواستند او را بكشند، فرار كرد بطرف مدين. تا بمدين رسيد هيچ قصدى نكرده بود كه به كجا برود، از خستگى كنار چاه آب رفت و مشغول تماشا شد، گرسنه، تشنه... اتفاقاً دو دختر را ديد... الخ. اينها از طرف حضرت موسى(عليه السلام) حساب شده نبود. و از آن طرف، دختران كه نيامده بودند سر چاه موسى را ملاقات كنند، ولى آنروز بايد اين ملاقات پيش مىآمد تا موسى نزد شعيب برود. از آن طرف شعيب(عليه السلام) در اثر گريه شوق لقاء الهى نابينا شده بود و خدا او را بينا كرد تا سه مرتبه؛ پس خدا به او فرمود اگر از خوف عذاب من گريه مىكنى، جهنم را بر تو حرام كردم و اگر به اميد ثواب گريه مىكنى، بهشت در اختيار تو شعيب عرض كردند، براى فراق توست [خدا هم مىدانست ولى خواست تا او به زبان آورد] خطاب شد پس حالا كليم خود را خادم تو قرار مىدهم.
چه روابطى بين اين حوادث هست و چگونه اينها با هم تناسب مىيابد؟ تازه وقتى هم