معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١١ - دسته ى دوّم
بمقتضاى حكمت الهىاست و تفاوتها باعث مىشود كه به هم محتاج يا مشتاق گردند و در نتيجه زندگى اجتماعى با همبستگيهاى گوناگون بوجود آيد.
اين شايد اصيلترين نكتهى جامعه شناسانه است كه قرآن بدان اشاره مىكند. يعنى سرّ پيدايش جامعه همين است كه انسانها به يكديگر نياز دارند.
نوع چهارم: ترانس فيزيكى (= ماوراء طبيعى)
كه خود دو نوع است:
الف: نفسانى:
نيرويى كه بر اثر قدت و قوّهى روح در آدمى پديد مىآيد مثل كارهايى كه مرتاضان مىكنند. بدن را به خواست خود در فشار مىگذارند. تا روح، تقويت شود و از قفس تن روزنى به چشم اندازههاى آنسوتر پيدا كند و بتواند تصرّفاتى برخلاف جريان عادىِ طبيعت در طبيعت انجام دهد. داستان سامرى را نيز در اين قسم احتمالاً مىتوان يادآور شد.
برخى گوسالهى سامرى را پديدهاى صددرصد طبيعى دانستهاند و گفتنهاند كه با كشف بعضى از قوانين طبيعى توانسته است گوسالهاى درست كند كه عبور هوا به گونهى ويژهاى در آن انجام مىشده و صدا برمىآمده است و مىگويند دليل اين امر اين است كه قرآن «جسداً» مىفرمايد و نه «روحاً»:
طه / ٨٨: «عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوار».
گوسالهى بى روحى كه صدا مىكرد. امّا دستهى ديگر مىگويند، عامل فوق طبيعى در آن مؤثّر بوده است؛ اينان نيز به قرآن استدلال مىكنند كه از قول سامرى مىفرمايد:
طه / ٩٦: «فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُول».
يك مشت از خاكِ جاى پاى جبرئيل برگرفتم.
به هر حال اگر عامل غير طبيعى نيز در آن مؤثر بوده استفاده از آن، شيطانى بوده است.
ب: الهى:
قرآن سراسر مشحون از موارد اعجاز انبياء و اولياء الهى ست: آيات در اين زمينه را به حسب مورد مىتوان به چهار دسته تقسيم كرد:
١ ـ عوامل غير طبيعى الهى كه به طبيعت تعلّق مىگيرد.
مثل تصرّف موسى(عليه السلام) در عصا كه اژدها مىشد يا دميدن عيسى در گِل كه پرنده ايجاد مىشد.