معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٢ - نظر قرآن
آيا با توجه به مقدّماتى كه عرض شد با چه معنى براى فعل خدا مىتوان هدف در نظر گرفت؟ آيا مفاد اين آيات با آن مطالب سازگار است يا تنافى دارد؟
گفتيم كه در مورد فعل الهى هدفى كه خارج ذات الهى باشد و خدا بخواهد به وسيلهى فعل، آن هدف را واجد شود و به آن برسد، يعنى نقصى داشته باشد و بخواهد با كارى برطرف كند و در سايهى آن كار به كمالى برسد، به اين معانى هدف در مورد خدا صحيح نيست. هيچ نوع نقص و كمبودى در ذات خدا نيست، حتّى اگر كسى تصور كند كه چون خدا تنها بود و دلش تنگ مىشد؛ عالم را آفريد تا آن را تماشا كند، تصوّر غلطى است «وَ لا لِوَحْشَة دَخَلَتْ فيكَ اِذْ لا غَيْرُكَ» خدا از تنهايى خود رنج نمىبَرَد، بلكه لذت هم مىبرد چون ذاتش تناسب با وحدت و تنهايى دارد پس هرچه را بيافريند او را از تنهايى در نمىآورد.
تنهايى در مقام ذات الهى است و وقتى از تنهايى خارج مىشود كه خداى ديگرى وجود داشته باشد كه آنهم محال است.
بنابراين، هدفى از آفرينش، خارج از ذات خودش نخواهد داشت. پس هدف نهايى براى تمام افعال الهى و كلّ آفرينش جز ذات نيست. مقتضاى ذات است كه خلق مىكند، صفاتش اقتضاء مىكند كه جهان را بيافريند و وجود آنها را حفظ كند و آنها را به كمال برساند در حدى كه حكمت الهى اقتضا مىكند.
پس هدفهاى ديگر كه براى فعل خدا ذكر شود طبق آن مقدّمه، همه، اهداف متوسط است. يعنى سرانجام «چرا» دارد، پس همهى اهداف ديگر بالعرض است و هدف بالذات خود خداست، هدفهاى ديگرى بخاطر ذات در مراتب مختلف مىتوانند يكنوع صفت هدف بودن و غايت بودن را به خود بگيرند، امّا هدف نهايى فقط ذات اوست و اين همان است كه هدف فاعلى و غائى در ذات او يكى است.
آيا اين آيات كه مىفرمايد خلقت جهان حق است نه عبث و لهو و... با اين مطلب منافاتى دارد؟
خير، هيچ منافاتى ندارد. چون اين آيات فقط اثبات مىكند كه جهان براى يك هدف پست و غير حكيمانه خلق نشده امّا اينكه اين هدف بايد رفع كنندهى نياز فاعل باشد؛ لازمهاش نيست، هدف بايد متناسب با فاعل باشد امّا اينكه حتماً بايد رفعكنندهى نياز هم باشد؛ در معناى هدفدارى نخوابيده است. پس منافاتى با آن مطلب عقلى ندارد. البته اين مطلب عقلى هم مورد تاييد نقل است. قرآن مىفرمايد: خدا غنىّ است و روايات مىفرمايد كه نيازى ندارد «وَ لا لِوَحْشَة دَخَلَتْ فِيكَ اِذْ لا غَيْرُكَ» خدا غنى بالذات است. در قرآن داريم: