معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٠ - وسعت قدرت و مشيت الهى
* اولا: اين آيات سنتهاى الهى دربارهى جوامع بشرى است و هرگاه مردمى عصيان ورزيدند و آيات الهى را تكذيب كردند و در مقام نفى آيات الهى برآمدند؛ خدا آنها را مبتلا به عذاب مىكند، اگر كار به جايى برسد كه فساد در جامعهاى منجر شود به اين كه راه صلاح و حق مسدود شود و امر بر ديگران مشتبه شود و نتوانند راه حق را پيدا كنند خدا به چنين مردمى مهلت نمىدهد يا با عذاب آسمانى، زمينى، پرندگان، بادها، زلزله و از راهى كه حكمتش اقتضا كند؛ آنها را نابود مىكند:
فتح / ٤ و ٧: «وَ لِلّهِ جُنُودُ السَّمواتِ وَ الاْرْضِ».
اين آيات مربوط به اينهاست و ربطى به قوانين طبيعى ندارد.
* ثانياً: و بر فرض كه بگوييم آيه، قابل تعميم نسبت به همهى قوانين حاكم بر جهان مىباشد؛ مىگوييم آيا قوانين الهى آنهاست كه ما مىشناسيم، يا اگر قوانينى هم باشد كه ما نشناسيم قانون خداست؟
يكروز كشف شد كه از تبديل الكتريسته، نور بوجود مىآيد؛ اين قانون قبلا هم بوده است و در آسمان هم طبق همان رعد و برق انجام مىگرفته است، منتهى ما خبر نداشتيم و طرز استفاده از آن را بلد نبوديم، وقتى خبردار شديم فكر كرديم سنت جديدى است.
حال يكى از سنتهاى الهى اين است كه هرگاه مصالح اقتضا كند كارى را از غير مجراى طبيعى انجام دهد؛ كجا علم يا فلسفه چنين چيزى را اثبات كرده است كه سنت خدا اين است كه هر پديدهى طبيعى بايد از راه علت عادى بوجود بيايد؟ وقتى از ديدگاه وسيع حساب كنيم و به عقب برگرديم مىبينيم جهان پر از آيات و معجزات است، پس وجود اعجاز خود يك سنت است.
به اصطلاح اصولى اين حرف تمسك به عام در شبههى مصداقى است؛ يعنى اگر چنين سنتى باشد تغيير نمىكند ولى از كجا كه سنت الهى بر اين باشد كه پديدهها از راه علل مادى به وجود آيد؟
بنابراين از اين راه هم نمىتواند خوارق عادات را نفى كرد.
وسعت قدرت و مشيت الهى
از مباحثى كه دربارهى افعال الهى مطرح مىشود اين است كه طبق بسيارى از آيات شريف، خدا آنچه را بخواهد و اراده كند انجام مىدهد، در اينجا سؤالى مطرح مىشود كه: