معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٨ - كيفيت انتزاع مفهوم اذن
در بسيارى آيات تقديرات خاصى را بيان كرده:
١ ـ درباره خورشيد:
يس / ٣٨: «وَالشَّمْسُ تَجْرى لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ».
خورشيد جريان پيدا مىكند تا قرارگاهى كه براى او معيّن شده است.
(حال جريان يعنى چه؟ آيا حركتى كه ما درك مىكنيم همين است كه آفتاب از مشرق طلوع و در مغرب غروب مىكند يا اينكه اشاره به حركتى است كه خورشيد در كهكشان دارد يا اشاره به جريان ديگرى مثلا حركت جوهرى دارد؟ فعلا به اينها كار نداريم)
محل بحث جملهى آخر است «ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ». جريان خورشيد تقديرى است از خداى عزتمند و شكستناپذير و دانا.
٢ ـ در مورد ماه:
يس / ٣٩: «وَالْقَمَرُ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَديمِ».
براى ماه منازلى مقرر كرديم تا آنگاه كه به صورت عرجون قديم درآيد (شاخه درخت خرما وقتى خشك مىشود هلال مانند مىشود، چون عربها با اين شكل آشنا بودند لذا به «عرجون قديم» تشبيه كرده است).
٣ ـ در مورد نزول آب از آسمان:
مؤمنون / ١٨: «وَ اَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَر...».
نزول آب از آسمان با قدر و اندازه خاصى است.
٤ ـ در مورد اقوات زمين:
فصلت / ١٠: «... وَ قَدَّرَ فيها اَقْواتَها فى اَرْبَعَة اَيّام...».
كه بحسب روايتى در تفسير على بن ابراهيم «اربعة ايام» تفسير به فصول چهارگانه شده، حال چون سندش معلوم نيست كه درست است يا نه، بعنوان احتمال تلقى مىكنيم. و ممكن است منظور چهار دورهى زمين باشد، بهرحال تقدير اقوات زمين مورد بحث است كه روييدنيها در چهار روز (يا هر چه منظور باشد) به تقدير الهى مقدر شده است.
در اين آيات هم با اينكه موارد خاصى است ولى باز هم كلى است. از اين بالاتر گاهى راجع به حوادث جزئى خاص تعبير قدر بكار رفته است.
١ـ داستان طوفان نوح(عليه السلام) كه براى عذاب قوم نوح آب از آسمان بصورت باران آمد و از زمين جوشيدن گرفت مىفرمايد: