معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦٩ - توضيحات
قيامت بايد مخفى باشد! اگر باب تأويل باز شود، كدام مطلب قرآن تأويلپذير نيست؟ همينان حتّى «لا اله اِلّا الله» را هم تأويل كردهاند و گفتهاند «اِله» يعنى ايده آل اخلاقى!
و امّا در مورد اينكه اين داستان در تورات نيامده است: اوّلاً داستانهاى پس از موسى نبايد هم در تورات باشد و از كجا اين داستان مربوط به بعد از موسى نيست! ثانياً تورات موجود تحريف شده است.
و در مورد «الموتة الاولى» از سورهى مبارك دخان؛ كاش آنان به آيهى پيش از آن نيز مراجعه مىكردند تا ببينند ضميرِ «فيها» به چه بر مىگردد.
اين آيه مربوط به بهشت است كه در آن اصلاً مرگى نيست؛ جز همان كه در دنيا چشيده بودهاند.
و مفهوم آيه اينست كه هركس به بهشت برود هرگز نمىميرد و هيچ ربطى به تعدّد مرگ در دنيا ـ چنانكه اينان پنداشتهاند ـ ندارد.
به علاوه، اينهمه آيه در مورد زنده شدن مردگان در همين دنيا داريم، چگونه است كه از اينسوى غش نكردهاند؟ و دست از اينهمه آيه شسته و به استناد يك عام: «ولا يذوقون فيها الموت...» ههه آن آيات ديگر را ناديده گرفتهاند.
اينان برخلاف شيعه، منكران رجعتاند. رجعت را محال مىدانند و اين آيات را تأويل مىكنند. اين از سنخ همان تأويلهاى خنكىست كه در آيات ديگر هم مرتكب شدهاند. به هر حال «ادلّ دليل على امكان شىء وقوعه» دليل امكان زندگى پس از مرگ اينست كه در همين عالم، واقع شده است.
پس، از مجموع آيات بدست مىآيد كه: معاد، نه محال ذاتىست و نه وقوعى، محال ذاتى نيست چون مستلزم تناقض نيست: اگر بگوييم در حاليكه زنده است مرده است، تناقض است ولى اينكه پس از مرگ دوباره زنده شود، محال نيست.
محال وقوعى نيز نيست زيرا چيزى مانع انجام آن نمىشود: تنها يك مرحله باقى مىماند و آن اينكه: آيا خدا اينكار را مىكند يا نه؟ تاكنون ثابت شد اگر خدا بخواهد مىتواند زنده كند يعنى وقوع معاد ممكن است و دليل بر عدم امكان نداريم؛ امّا آيا خدا اينكار را مىكند؟
از كجا بفهميم مىخواهد؟
راه طبيعى اينست كه از خود او سؤال كنيم.
پس اگر ثابت شود كه قرآن از سوى خداست و در قرآن فرموده باشد و چينن كارى را مىكنم؛ مطلب تمام است.