معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦٧ - توضيحات
همان مفسّران كذايى در مورد اين دو آيه گفتهاند: اوّلاً گفته است كه: زنده مىكنم و نگفته است كه اين كار را هم انجام داد. ثانياً در آيهى دوّم نيز، گفته است «اخراج» مىكنم؛ ممكن است خداوند به او اجازه نبش قبر داده بوده است!
آيهى ديگر:
بقره / ٢٤٤: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللهَ لَذُو فَضْل عَلَى النّاسِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا يَشْكُرُون».
آيا نميدانى كسانى كه هزاران تن بودند؛ از ترس مرگ از ديار خود بيرون رفتند و خدا بدانان فرمود: سپس آنانرا زنده فرمود خدا نسبت به مردم، بزرگوارى دارد امّا بيشتر مردم ناسپاسند.
مردمى ظاهراً از يك اپيدمى يا بلاى ديگر، از شهر خود خارج شدند امّا آمد به سرشار از آنچه مىترسيدند؛ و خداوند همه را ميراند و سپس زنده كرد.
در روايات آمده است كه يكى از پيامبران بنىاسرائيل بنام حزقيل زنده گردانيدن آنان را از خدا خواست و آنان زنده شدند و سالها زيستند.
تعبير «المتر» در بسيارى از آيات آمده است و بنا به گفتهى مفسّران، به معناى «الم تعلم» است. يعنى در مواردى كه مطلب روشن است؛ علم به آن، رؤيت ناميده مىشود گاه در آفرينش زمين و آسمان مىفرمايد: آيا نديديد خداوند زمين و آسمانها را چگونه آفريد؟ پيداست كسى آنجا نبوده است كه ببيند؛ يعنى آيا نمىدانيد؟
زمخشرى مىگويد: «المتر» در حكم يك اصطلاح است، منظور از آن، در واقع نه علم است و نه رؤيت، بلكه در مقام تعجيب چنين گفته مىشود.
در عربى مورد مشابه، بسيار دارد، مثل «ارأيتكم» كه چند جا وجود دارد و مفسّران همه جا آن را «اَخبرنى» معنى كردهاند.
«المتر» هم، نشانهى آن است كه مطلبى تعجّبانگيز مىخواهد بيان شود.
در مورد «موتوا»، بايد گفت: ظاهراً همان امر «كن» است كه خداوند در تحقّق هر امرى مىفرمايد پس امرى تكوينىاست و جاى تكليف نيست. و امّا اينكه بدين معنىست كه بدون سبب طبيعى از جهان رفتند يا با اسباب طبيعى؛مرحوم علامه طباطبايى رحمةالله عليه مىفرمايند:آيه دلالتى ندارد بر اينكه اسباب طبيعى نداشته است؛ ممكن است سبب طبيعى نيز داشته است و در همان حال امر فرموده است كه: بميريد! زيرا تمام اسباب، به او منتهى مىشود.