معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - كدام يكى از اين نظرها صحيح است؟
وجود مىداشته و آنرا رفع كرده است. اين قاعده بديهى است و قابل تشكيك نيست و بر اين اساس است كه هر دانشمندى در هر علمى، در جستجوى علت پديدههاست، تلاشهاى دانشمندان براى پيدا كردن علل پديدهها در طول تاريخ مبتنى بر اين اصل بوده است كه معلول بى علت نمىتواند بود و آنچه نصيب بشر شده، از بركت همين اصل بوده است.
* خلط ديگر دربارهى شناخت علل خاص است؛ يعنى بعد از پذيرش اينكه معلول بى علت نمىتواند بود (اصل متافيزيكى مافوق تجربه) نوبت مىرسد به اين كه براى معلولهاى خاص، علتهاى خاص را بشناسيم كه ديگر كار فلسفه نيست، كار علم است. قانون فلسفى مىگويد:
معلول علت مىخواهد و براى آن اوصاف كلى بيان مىكند ولى يك علت خاص براى معلولى خاص بيان نمىكند، اين وظيفهى علم است كه با تجربه علّتها را بشناسد و در جاى خودش گفتيم كه راه شناخت علتها وضع و رفع شرائط است.
برخى، وقتى علت يك پديدهى مادى را نمىشناسند، يا در حوزهى تجربهى آنها، چيزى نيست كه بيان كند چگونه اين پديده بوجود آمده است توهّم مىكنند كه قانون عليّت استثناء پذيرفته است.
امروزه بعضى فيزيكدانان غرب دربارهى اينكه بعضى از پديدههاى درون اتم چه علّتى دارد و مثلا چگونه يك الكترون خاص از مدار خارج مىشود؛ چون نتوانستهاند علّت آن را بفهمند گفتهاند دليل و علّتى ندارد و معتقد شدهاند كه در اينجا قانون عليت نقض شده است!
غافل از اينكه خود قانون عليت قابل نقض نيست؛ آنچه آنها بايد در صدد شناخن آن بر آيند؛ علت خاص اين پديده است كه اگر شناخته نشد معلوم مىشود تجربه ناقص بوده است.
مسألهى ديگر: آيا با تجربه مىتوان علت منحصر را شناخت يا نه؟
يعنى اگر ما در شرايط خاصى تجربه كرديم و معلوم شد پيدايش يك شىء در گرو شىء ديگرى است مثلا در آزمايشگاه اگر چراغ الكلى را روشن كنيم، درجهى حرارت بالا مىرود يا با روشن شدن لامپ، نور بوجود مىآيد كه در اينجا مىگوييم علت بالا رفتن حرارت، چراغ الكلى و علت روشنايى لامپ برق جريان الكتريسيته است.
ولى آيا حق داريم بگوييم پيدايش حرارت در هر جاى دنيا و در هر زمانى تنها از راه آتش تحقق مىيابد؟ يا آيا مىتوانيم بگوييم پيدايش نور همه جا از راه تبديل انرژى الكتريكى به نورانى است؟ آيا اين تجربه چنين نتيجهاى مىدهد؟
يا نتيجه مىدهد كه فقط در آن شرائط خاص اين نور، معلول جريان برق است و بس، نه در همه جا و همهى شرائط.