معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٣ - فرشتگان
٩ ـ ذكر برخى پديدههاى ويژه، براى رفع استبعاد معاد: مثل «احياء ارض» كه بدنبال آن مىفرمايد:
نازعات / ٢٧: «كَذلِكَ النُّشُورُ،كَذلِكَ الْخُرُوج».
قيامت هم، همينگونه است.
١٠ ـ حسّ شكرگزارى و پرستش و اطاعت را در آدمى بر مىانگيزد و اين نيز از بزرگترين نتايجى است كه قرآن از ذكر پديدههاى گيتى؛ منظور دارد.
فرشتگان
«جهانشناسى» در قرآن، منحصر به موجودات محسوس نيست؛ زيرا اين كتاب ارجمند؛ در ميان آفريدههاى الهى كه همه جزيى از گيتى هستند؛ از موجوداتى نيز نام مىبرد كه ما يارايى درك حسّى آنانرا نداريم. دستهاى از اين موجودات ملائكه (= فرشتگان) اند. بهمين دليل كه ما با حسّ خود نمىتوانيم آنانرا درك كنيم؛ از ويژگيهاى موجودى آنان و ماهيّتشان؛ نمىتوانيم آگاهى داشته باشيم مگر همانقدر كه آفرينندهى آنان در قرآن به ما معرفى فرموده است؛ آياتى كه در اين زمينه داريم دودستهاند: دستهاى كه اوصافى كُلّى را براى آنان ذكر مىفرمايد و دستهى ديگر كه افعال و ويژگيهاى مخصوص برخى از آنها را.
آنچه اجمالاً از آيات شريف به دست مىآيد اينست كه: اينان موجوداتى هستند كه نسبت به خدا عصيان نمىكنند؛ از عبادت خسته و سير نمىشوند و [پيوسته] خدا را تسبيح و تقديس مىنمايند؛ نيز مأموران خداوند هستند. اينها همه يك صفات كُلّى است. نيز از آيات بر مىآيد كه اينان همه در يك سطح نيستند و برخى رتبههاى والاترى دارند. افعالى هم كه در قرآن بدانان نسبت داده مىشود، افعال گوناگونى است كه حاكى از انواع مختلف فرشتگانست (و اين معنا، گويا ظاهرتر است) و يا مربوط به مراتب مختلف وجود آنهاست.
اينك نمونههايى از هر دسته از آيات:
فاطر(ملائكه) / ١: «الْحَمْدُ للهِِ فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَْرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَة مَثْنى وَثُلاثَ وَرُباعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ إِنَّ اللهَ عَلى كُلِّ شَيْء قَدِير».
سپاس تنها براى الله (سزاوار) است؛ آفرينندهى آسمانها و زمين، (كه) فرشتگان را رسولانى گردانده، دارندهى بالهايى دو يا سه يا چهارگانه. (او) هر چند بخواهد بر آفرينش مىافزايد. همانا خدا بر هر چيزى تواناست.
اين آيه، خداوند را به عنوان كسى معَرّفى مىكند كه فرشتگان را رسول قرار داده است.