معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٨ - امّا از نظر « قرآن»
مىدهد و آنچه را در خارج (چه بلاواسطه چه مع الواسطه) ايجاد مىكند، ناآگاهانه و بى توجه نيست، از روى علم تحقق پيدا مىكند.
ملك / ١٤: «اَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ...».
آيا كسى كه چيزى را خلق مىكند نمىداند چه چيز خلق مىكند؟ خدايى كه اين موجودات عظيم و كثير و غير قابل احصاء را آفريده و آثار حكمت او در تمام آنها ظاهر است؛ آيا ندانسته كه چه آفريده است؟ استفهام انكارى است كه جوابش منفى است، چرا، خدا مىداند. پس معنايش اين است كه خدا هرچه را مىآفريند مىداند كه مىآفريند.
اما دانستن خدا چگونه است؟
آيا اول تصور مىكند بعد تصديق به فائده؟ آيا بدينصورت است يا صورت ديگرى؟ البته از خود آيه چيزى استفاده نمىشود ولى از محكماتى كه دربارهى خدا داريم از قبيل:
شورى / ١١: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ».
استفاده مىشود كه خدا صفات مخلوقها را ندارد، صفات مادى و امكانى ندارد، خدا ذهن و علم حصولى و تصوّر و تصديق ندارد، اينها مال مخلوقات است. دانستن خدا چيزى غير از ذاتش نيست، در مرحلهى ذات، خودِ ذات عين علم است.
در پاسخ به اين سؤال كه «آيا علم الهى فقط بهمان معناى علم ذاتى است كه عين ذات است يا نوع ديگر علم هم براى خدا اثبات شده است؟»؛ به آياتى بر مىخوريم كه دلالت دارد بر اينكه: علمى براى خدا در زمانى تحقق پيدا كرده است يا در زمانى تحقق پيدا مىكند و اگر كسى به معارف اسلامى آشنا نباشد از اينگونه آيات (كه نوعى تشابه در آن هست) معانى توأم با نقص و امكان مىفهمد:
آل عمران / ٧: «اَمَّا الَّذينَ فى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ».
چنانكه در «جاءَ رَبُّكَ» و «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى العَرْشِ» چنين معانى ممكن است ابتداءً به ذهن اشخاص غير مطلع به معارف اسلامى بيايد.
ولى بعد از اينكه دانستيم خداى متعال مثل مخلوقات نيست كه يكوقت چيزى را نداند و بعد علم پيدا كند، آن وقت جاى اين سؤال هست كه پس معناى اين آيات كه مىفرمايد در زمانى علم براى خدا پيدا شده يا مىشود چيست؟
به عنوان نمونه، چند آيه را كه علم زمانى براى خداوند اثبات كرده است مورد توجه قرار مىدهيم: