معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧٥ - اثبات معاد
خداست كه آسمانها را بى ستونى كه به چشم آيد، بركشيده است سپس بر عرش استقرار يافت[١] و ماه و خورشيد را زير فرمان آورد و هر يك (از آندو) تا زمان معيّنى در جريان خواهند بود.[٢]
كار جهان را تدبير مىكند؛ آيات را به تفصيل بيان مىكند تا مگر شمايان، به ديدار پروردگارتان يقين يابيد.
درباره تفصيل دو وجه وجود دارد.
١ ـ آيات تكوينى را از يكديگر متمايز مىفرمايد؛ زيرا پيش از خلقت؛ ماه و خورشيد و ساير ستارگان و همهى آسمانها، يكنواخت و به تعبير قرآن «دخان» بود؛ پس از آفرينش آسمانها، مخلوقات متمايز و منفصلى پيدا شد؛ يعنى خداوند اين آيات تكوينى را از هم جدا كرد و تفصيل داد. اين وجه، در الميزان مرحوم علاّمه طباطبايى، آمده است.
٢ ـ ساير مفسّران، مثل همهى موارد ديگر كه اين كلمه به كار رفته است؛ «يُبيّن» معنى كردهاند:يبيّن آيات الله فى كتابه تفصيلا.
بارى، در ذيل آيه مىفرمايد: «لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُون» چه منظور اين باشد كه امتياز همهى آيات الهى در اين جهان براى شما بيان مىشود و چه اينكه: به اين آيات تكوينى كه مندرج در آيات تشريعى و تدوينى ست، توجه كنيد؛ مىخواهد بگويد كه اين آيات شما را به سوى معاد رهنمون مىگردد.
پس، جهت اصلى در بيان اين آيات اين است كه انسان راهى به سوى معاد پيدا كند. و نتيجه آنكه: تأمّل در خلقت آسمانها و زمين و ساير آيات الهى، انسان را به معاد مىرساند. (چگونگى آنرا باز خواهيم گفت).
انبياء / ١٨ـ١٦: «اقْتَرَبَ لِلنّاسِ حِسابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَة مُعْرِضُونَ... وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَْرْضَ وَما بَيْنَهُما لاعِبِينَ. لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لاَتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنّا إِنْ كُنّا فاعِلِينَ. بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمّا تَصِفُون».
حساب مردم فرا مىرسد و آنان با غفلت روگردان (از حقّ)اند...؛... و ما آسمانها و زمين و آنچه بين آنهاست به بازيچه نيافريدهايم. اگر مىخواستيم چنين كنيم، نزد خود مىكرديم. امّا ما باطل را با حق مىكوبيم و آنرا از بين خواهيم برد و آنگاه واى بر شما از توصيفى كه مىكنيد.
پس، از راه تفكّر در اينكه آفرينش آسمانها و زمين حق است نه باطل، پى به معاد مىبريم.
[١] در توضيح عرش بايد گفت يكى از وجوه اين است كه پس از پايان كار آفرينش به تدبير جهان پرداخت و اين تأخّر تدبّر، رُتبى ست، نه زمانى.«ثُمّ» يعنى در مرتبهى متأخّر؛ و از مظاهر تدبير او، يكى نيز، چيرگى بر شمس و قمر است. [٢] يعنى اين نظام سرانجام تمام خواهد شد.