معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥٦ - ٣ ـ ارائه نمونه
حوادثى را كه شباهت زيادى به عالم آخرت دارد، يادآور مىشود. و توجّه به اين حوادث، چه براى آنانكه خود آنها را ديده يا آنكه بعداً شنيدهاند، زمينهى خوبى براى پذيرش معاد است.
يكى داستان اصحاب كهف است؛ تفصيل جريان را همه ميدانند، در اينجا منظور ذكر نكتهاىست كه قرآن بر آن تأكيد دارد؛ پس از اينكه آنان در غارى پنهان شدند و سپس سيصد و نه سال (به سال قمرى) و ٣٠٠سال (به سال شمسى) خوابيدند و سپس بيدار شدند و احساس گرسنگى كردند و به شهر رفتند و آنرا تغيير يافته ديدند؛ مردم هم از ديدن آنها كنجكاو شدند و نزد آنان آمدند و آنان را شناختند...
در ذيل آيه مىفرمايد:
كهف / ٢١: «وَكَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ وَأَنَّ السّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها».
مردم را از داستان آنان آگاهانديم تا بدانند وعدهى خدا راست است و شكّى در قيامت نيست. «النّومُ اَخُ الموت»، خواب برادر مرگ است، كسى كه بتواند عدّهاى را سيصد سال بى آب و غذا و بدون دخالت عوامل طبيعى، زنده نگهدارد؛ [انسانى كه پس از يكى دو روز از گرسنگى بيدار خواهد شد و اگر نشود خواهد مرد] چنين كسى مىتواند همگان را پس از مرگ نيز، زنده كند.
داستان ديگر، داستان بقره است در سورهاى به همين نام در قرآن:
بقره / ٧٣ـ٦٧: «وَإِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً؛ قالُوا أَتَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ: أَعُوذُ بِاللهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ! قالُوا: ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ؟ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَلا بِكْرٌ، عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ؛ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ!
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها؟
قالَ: إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها، تَسُرُّ النّاظِرِينَ قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ؟ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا وَإِنّا إِنْ شاءَ اللهُ لَمُهْتَدُونَ
قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَْرْضَ وَلا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها
قالُوا، الاْنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ! فَذَبَحُوها وَما كادُوا يَفْعَلُونَ!».
داستان شگرفى ست! و در نوع خود بىنظير:
و چون موسى به قوم خود گفت: خدا فرمان داده است كه گاوى بكشيد؛ گفتند آيا ما را مسخره مىكنى؟ گفت: به خدا پناه مىبرم كه از جاهلان باشم.
گفتند پس به پروردگار بگو: توضيح بدهد چه گاوى؟
گفت: خدا مىفرمايد: نه چندان پيرونه بچّه سال، ميانسال است؛ فرمان خدا را انجام دهيد.