معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٢ - ١ ـ شناخت
قصص / ١٠: «وَأَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى فارِغاً إِنْ كادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى قَلْبِها لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِين».
دل مادر موسى خالى شد و نزديك بود، راز را آشكار سازد، اگر ما دلش را محكم نمىكرديم تا كه از مؤمنان باشد.
از اينجا درمىيابيم كه فؤاد و قلب، يكىست و همين فؤاد و قلب است كه حالت اضطراب و «دل خالى شدن»، در آن بوجود مىآيد يا آرامش مىيابد.
نيز، قلب جاى ايمان تلقّى شده است:
حجرات / ٧: «وَلَمّا يَدْخُلِ الإِْيمانُ فِي قُلُوبِكُم».
هنوز ايمان در دلهايتان جايگير نشده است.
نيز از برخى از آيات برمىآيد كه در قلب، حالات انحرافى نيز پديدار مىگردد كه نمىتواند كار خود را خوب انجام دهد و از آن گاهى به «زيغ» تعبير شده است و گاهى «مَرَض» و «ختم» و «طبع»:
آل عمران / ٧: «فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْه».
آنانكه در دلهايشان كژيست، از متشابهات (آيات) پيروى مىكنند.
بقره / ١٠: «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللهُ مَرَضا».
در دلهايشان بيمارى ست، و خدا بر آن مىافزايد.
بقره / ٧: «خَتَمَ اللهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَة».
فرو بسته [يا مُهر زده] است خدا دلهاشان را و برگوشها و چشمهاشان پرده افتاده است.
توبه / ٨٧: «وَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُون».
و دلهاشان فرو بسته شده است و آنان در نمىيابند [و روزنهاى به حقايق پيدا نمىكنند].
گاهى نيز از برخى از آيات مىتوان دريافت كه قلب حتّى، علم حضورى نيز دارد:
مطفّفين / ١٣و١٤: «كَلاّ، بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ،كَلاّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذ لَمَحْجُوبُون».
آنها بايد روز رستخيز، جلوههاى الهى را ببينند امّا اعمال آنان چون زنگارى بر آيينهى دلهاشان افتاده است و نمىگذارد انوار الهى در آنها جلوه گر شود.
پس درمىيابيم كه دل چيزىست كه مىتواند خدا را مشاهده كند؛ و اين معنا، در روايات بسيار زياد آمده است. در نهج البلاغه مىخوانيم: «لا تدركه العيون بمشاهدة العيان ولكن تدركه القلوب بحقائق الايمان» دلها او را با حقيقت ايمان، درمىيابند. اين درك، علم حضورىست،