معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٢ - اصل عليّت در قرآن
گرو ايمان و عمل صالح انسان است. اگر انسانى ايمان و عمل صالح داشت خدا آن هدايت را نصيب او مىكند، چيزى مىفهمد، نورانيّتى مىيابد كه ديگران نمىفهمند. پس همان ايمان و عمل صالح اوست كه منشأ هدايت و نور از طرف خدا مىشود و از اين نور و معرفت مىتواند استفاده كند؛ اين هم يك نحو تأثير است. تأثير در يك امر معنوى، روحى، قلبى ست.
و امّا رابطهى بين افعال انسان و پديدههاى آخرت كه هيچوقت براى ما قابل شناختن نبوده است و اكنون نيز حقيقت آن را درست نمىتوانيم درك كنيم؛ قرآن مىفرمايد كوچكترين عملى كه شما در اين عالم انجام دهيد منشأ اثرى در جهان بعدى خواهد داشت.
هيچكار بى تأثير در زندگى اخروى نخواهد بود؛ چه تأثيرى از اين عظيمتر كه يك پديدهى موقت و محدود اثر جاودانه و ابدى داشته باشد؛ ما با اين نوع عليّت هيچ آشنا نيستيم؛ اما قرآن آن را هم اثبات مىفرمايد: آيات در اين زمينه فراوان است؛ يك آيه را به عنوان نمونه ذكر مىكنيم:
مؤمنون / ١١١: «اِنّى جَزَيْتُهُمْ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا اَنَّهُم هُمُ الْفائِزُونَ».
كسانيكه در دنيا شكيبايى به خرج دادند و حوادث عالم آنها را متزلزل نكرده و از راه حق باز نداشت، (اينك مفهوم صبر و انواع صبر در قرآن مورد بحث نيست.) روز قيامت خداوند به آنها پاداش مىدهد و آن پاداش اين است كه آنها اهل سعادت خواهند بود. «هُمُ الْفائِزُونَ» فوز و سعادت از كسانىاست كه در اين عالم، صبر داشته باشند.
تا اينجا با نمونههاى متعددى از انواع عليّت، چه بين پديدههاى طبيعى و چه بين پديدههاى جاندار و چه بين اشياء ماوراء طبيعى از نظر قرآن آشنا شديم و آن ادعايى كه كرديم، با ذكر اين نمونهها به ثبوت رسيد يعنى قرآن اصل عليّت را با وسعتى بيش از آنچه در انديشهها مىگذرد اثبات فرموده است. حتى بين اعمال كوچك كه از ما در اين عالم سر مىزند با نتايج و پاداش ابدى آنها رابطهى عليّت برقرار كرده است. تخم را شما يك لحظه مىكاريد، اما درختى مىرويد كه تا ابد سبز خواهد بود. پس اصل عليّت به هيچوجه مورد انكار قرآن نيست. بنابراين، اينكه چگونه بايد هم توحيد افعالى و هم اصل عليّت را پذيرفت، جواب همان است كه به طور اجمال در بحث قبل عرض كرديم. رابطه، طولى ست، دو فاعليّت است در طول يكديگر؛ نه فاعليّت جنبىاست كه چند نفر با هم يك مجموع واحد را تشكيل دهند و نه فاعليّت جانشينى و تبادلىاست كه يا اين باشد يا آن؛بلكه دو فاعل است كه هم اين است و هم آن؛ جز اينكه هر يك، در يك درجه و در يك سطح و يك مرتبهى خاص قرار دارد. و توضيح آن تا حدودى، گفته آمد.