معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٠ - خدا را تا چه اندازه مي توان شناخت؟
سوزنده نيست آنچه مىسوزاند مصداق حرارت است نه مفهوم حرارت. پس اگر كسى استدلالى كند كه از تصور آتش ذهن شما گرم مىشود، اين مغالطه است. يعنى چيزى كه اثر مصداق بوده به مفهوم نسبت داده است؛ آنچه در ذهن هست، مفهوم آتش است، نه مصداق آتش. ولى آنچه مىسوزاند مصداق آتش است نه مفهوم آن. اينگونه مغالطات در بحثها و استدلالات زياد پيش مىآيد. كسانى كه در استدلالات و بحثها پهلوان هستند مىتوانند اين دقايق خطاهايى كه در استدلالات پيش مىآيد، تشخيص بدهند و بفهمند كه فلان فيلسوف كه فلانجا اشتباه كرده از چه راهى به اين اشتباه افتاده است. در منطق فنىاست به نام فن مغالطه كه انواع مغالطات را دسته بندى كردهاند تا كسى كه مىانديشد توجه داشته باشد كه چند گونه مغالطه وجود دارد تا خود هم مبتلا نشود و هم مغالطهى ديگران را تشخيص بدهد. برگرديم به اصل مطلب: ظاهراً كسانى كه ادعا كردهاند كه خدا را نمىتوان شناخت و اين اوصاف فقط الفاظى هستند كه ما مُجاز هستيم دربارهى خدا به كار ببريم به چنين مغالطهاى مبتلا شدهاند؛ زيرا آنچه از آيات و روايات بايد استفاده شود اين است كه مصداق اوصاف الهى را با مفاهيم ذهنى نمىتوان شناخت نه اينكه مفاهيم هم وقتى در مورد خدا به كار مىرود، اصولا معناى خود را از دست مىدهند!. آيا وقتى مىگوييم «خدا موجود است» به چه معنايى مىگوييم؟ به همان معنايى كه در مقابل معدوم به كار مىرود يا به يك معناى ديگر؟ وقتى مىگوييم خدا عالم است، يعنى همان عالمى كه در مقابل جاهل به كار مىرود يا معناى ديگر دارد؟ بدون شك ما به همان معنا به كار مىبريم. خدا عالم است يعنى همان چيزى كه ملازم است با جاهل نبودن؛ پس مفهوم را ما مىفهميم. اما مصداق اين علم را نمىتوانيم بشناسيم.
علم، مصاديق زيادى دارد، آنچه ما از مصاديق علم مىشناسيم علمهايىاست محدود؛ علمهايى كه در خودمان است اگر به كسان ديگرى هم نسبت مىدهيم چيزى شبيه به آنچه در خودمان است به ديگران نسبت مىدهيم. اما در مورد علمى كه ذاتى است و عين ذات خداست؛ چنين مصداقى از علم را ما نمىتوانيم بشناسيم، پس آنچه ما نمىتوانيم درك بكنيم حقيقت مصداق اين مفاهيم است نه اينكه اصلا معنا و مفهوم اسماء و صفات خدا را درك نمىكنيم. حقيقت معنا جز همان مفهوم ذهنى بيش نيست، آنچه را نمىتوانيم درك كنيم حقيقت مصداق است، فرض بفرماييد ما موج صوتى را در يك فركانس مخصوص مىتوانيم بشنويم. اگر كمتر از آن باشد نمىشنويم؛ بيشتر هم باشد نمىشنويم؛ امّا موجى را كه داراى فركانس بيشتر يا فركانس كمتر از اين باشد؛ مىتوانيم تصور كنيم يا انوارى كه ما مىبينيم