معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢ - خداشناسى فطرى
خطاب به پيامبر مىفرمايد دين را وجههى نظر خود قرار بده؛ كاملا توجهات معطوف به سوى دين باشد خودت را درست مواجه با دين قرار بده؛ ترجمهى تحتاللفظى اين عبارت با ذهن ما درست آشنا نيست اينها تعبيراتى است ادبى مربوط به هر زبانى. نمىتوان عيناً به زبان ديگر برگرداند. اگر تعبير خودمان را كه مىگوييم فلانى به زمين خورد به عربى برگردانيم چيز مضحكى مىشود مثلا «اكل الارض» به جاى «سقط على الارض» يا «وقع على الارض». تعبيرات را عيناً از زبانى به زبان ديگر نمىتوان برگرداند. پس شايد ترجمهى مناسب آيهى مورد بحث اين باشد كه «توجه خود را دقيقاً به سوى دين معطوف كن.» «فَاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً». بعد جملهاى را اضافه مىكند: «فِطْرَةَ اللهِ الّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها» سرشت خدا (فطرة) نوع آفرينش الهى، آن نوع آفرينشى كه خدا انسانها را بر آن سرشته و آفريده است. باز اين تعبيرى ست كه در زبانِ عربى شايع است و در فارسى هم در عبارات ادبى و شعر گونه به كار مىبريم اما در تعبيرات رايج اين گونه استعمال نمىكنيم كه در وسط كلام يك جملهاى كه در ظاهر نيمه تمام است به كار ببريم، ملاحظه بفرماييد: «توجه خود را به سوى دين بدار، سرشت خدايى كه خدا همهى انسانها را بر آن سرشته است»، اين جمله تمام به نظر نمىرسد در عبارات عربى اينگونه چيزها زياد است در ادبيات فارسى هم اگر دقت كنيم گاهى اينگونه تعبيرات را مىيابيم ولى در تعبيرات رايج جملههاى نيمه تمام ذكر نمىشود؛ مفسّران در اينجا گفتهاند كه اين «فطرة الله» منصوب به اغراء و از تعبيراتى است كه در ادبيات عربى و در نحو به كار مىرود. در فارسى گاهى در عبارات ادبى مىگويند: «خدا را خدا را» يعنى حواست جمع خدا باشد؛ اين فطرة الله در اينجا چنين موقعيتى از نظر ادبى دارد و در حقيقت تفسيرى و تحليلى براى جملهى قبلى حساب مىشود يعنى اينكه من گفتم توجه خودت را دقيقاً به سوى دين معطوف كن معنايش اين است كه ملازم همان چيزى باش كه فطرت تو اقتضاء مىكند؛ چيزى بر خلاف فطرت و خواست فطرى به تو نگفتم تمام توجهات به سوى دين باشد؛ بر فطرت خود كه خدا تو را بر آن سرشته است. به قول بعضى از مفسران يعنى «اِلْزَمْ فِطْرَةَ اللهِ الّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها» تعبيرات ديگرى هم شده است كه حالا نمىخواهيم زياد به آنها بپردازيم تنها خواستيم توجه را به اين موضوع معطوف كنيم كه موقعيت اين جمله در كلام چيست. بعد از اينكه مىفرمايد تمام توجهات را به سوى دين معطوف بدار؛ مىگويد سرشت خدايى، بعد اضافه مىفرمايد: «لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللهِ»؛ اين نوعى سرشت خدايى و نوعى آفريدن است كه خدا انسان را بر آن آفريده و مقتضاى فطرتش اين است كه مواظب دين باشد و توجهاش معطوف به دين باشد. بعد تأكيد