معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٨ - موارد استعمال كلمه ى روح در قرآن
برخى احتمال دادهاند كه به معناى فرمان خدا و همان «كُنْ» است پس اين روح در اينجا از موجوداتىاست كه با «كُنْ» به وجود مىآيند و بنابراين، اين موجود بايد مجرّد باشد.
و برخى ديگر احتمال دادهاند كه امر، كار خدا باشد. هر چند به يك معنا همه چيز به امر خدااست ولى با نظرى ديگر، بعضى چيزها، كار انسان است و برخى كار خدا:
يس / ٣٥: «وَما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِم».
و يا:
صافات / ٩٦: «وَاللهُ خَلَقَكُمْ وَما تَعْمَلُون».
يعنى منافاتى ندارد كه در همان حال كه همه چيز مخلوق خدا است، نسبتى به فاعل قريبش كه انسان باشد، داشته باشد. پس بنابراين تعبير «امر ربّى» يعنى چيزى كه عوامل طبيعى در آن مؤثّر نيست. يعنى كار خداست و كار خلق نيست. بيش از اين هم قرآن نمىخواهد براى مردم بفرمايد كه آن موجودات چگونه هستند. چون آنچه را انسان مىشناسد از تجربهاى است كه در همين عالم به دست آورده است و نسبت به عالمى كه با آن آشنايى ندارد، نمىتواند شناخت دقيقى داشته باشد.
به هر حال اين آيه دو احتمال دارد:
١ ـ روح انسانى
٢ ـ فرشته يا واسطه در وحى يا موجود همراه فرشتگان
اگر روح انسانى باشد، مىتوان گفت اين يكى از آياتىاست كه مورد استدلال قرار مىگيرد براى اثبات تجرّد روح انسانى و اگر منظور، روحىاست كه فرشته است؛ باز همين «تقريب» را در مورد فرشتگان مىتوان بيان كرد. پس، امر، چه كار خدا معنى شود (كه به نظر ما همين است) و چه فرمان خدا[= كُن!]؛ با قرينهى مقابله در اين مورد خاص [كه مقابل با خلق واقع شده] مىتوان استفاده كرد كه نحوهى وجود آن به جز نحوهى وجود موجوداتىكه ما با آن آشنايى داريم كه دست عوامل مادّى (هر چند براى مستعد كردنِ مادّهى وجودش) در آن كار مىكند.
***
بارى، اينك سؤال در موارد استعمال كلمهى روح كه عمدةً دو مورد: روح انسانى و يا روح از قبيل و همسنخ با ملائكه است؛ اين است كه:
آيا روح، در اين مورد با معناى واحد بكار رفته يا مشترك لفظى است؟